<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فرهنگ تالش &quot;مردم شناسی و جامعه شناسی&quot;</title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/</link>
<description>مطالبی در مورد فرهنگ و مردم شناسی  ایران-گیلان و تالش بزرگ(فرهنگی - اجتماعی)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 22 Dec 2009 08:49:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>جشن چله و  پیشینه اساطیری آن</title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-145.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;              &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;        &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#993333&gt;  &lt;FONT size=3&gt;جشن چله و  پیشینه باستانی آن&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;       شب زايش ایزد بانوی خورشيد و آغاز سال نو ميترايی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;                     &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحسی بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند.  این شب در &lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;نیم‌کره شمالی&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%DA%A9%D8%B1%D9%87_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;نیم‌کره شمالی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; با &lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;انقلاب زمستانی (هنوز ایجاد نشده)&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;action=edit&amp;redlink=1&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;انقلاب زمستانی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول &lt;/FONT&gt;&lt;A title=روز href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B2&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;روز&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; بیشتر و طول &lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;شب (هنوز ایجاد نشده)&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%D8%A8&amp;action=edit&amp;redlink=1&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;شب&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; کوتاه‌تر می‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون ازگیل(کونوس یا زِر)، انار، خوج، سیب زمینی و هندوانه به رنگ سرخ خورشید باشند. (غیاث آبادی- روزنامه شرق)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;در ابتدای بحث لازم است ریشه های چله و یلدا از هم تمیز شوند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;           &lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;ریشه چلّه‌&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;عدد چهل از گذشته‌های دور جايگاه ويژه‌ای در فرهنگ ما داشته است. ايرانيان باستان زمستان را به دو بخش چهل روزه تقسيم کرده‌اند: «چله‌ی بزرگ» و «چله‌ی کوچک». شب آخر آذر از آن جهت چله ناميده شده است که آغاز چله‌ی بزرگ و آمدن سرمای زمستان را هشدار می‌دهد. درست چهل روز بعد از شب چله، جشن سده به پايان رسيدن چله‌ی بزرگ زمستان را ندا می‌دهد. در چهل روز دوم سرمای زمستان کم‌تر است و آسيب کم‌تری می‌رساند و از آن جهت آن را چله‌ی کوچک می‌نامند.&lt;/FONT&gt;&lt;A name=f2&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#r2&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;٢&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;گیلانیان واز جمله تالشان کهن با طبيعت و تضادهای آن خو داشتند و از آن‌جا که به دامداری يا کشاورزی مشغول بودند گردونه‌ی زندگی خود را بر چرخه‌ی طبيعت استوار می ساختند. چرا که تغيير فصول و بلندی يا کوتاهی شب و روز تأثيری مستقيم بر زندگی آن‌ها داشته است. گرما، نور و بلندی روزها نشانه‌هايی نيک و پسنديده بودند و در مقابل سرما، زمستان و تاريکی شب پديده‌هايی نه چندان مطلوب.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;بسياری بر اين باورند که ريشه‌ی پاس‌داشت شب چله ميراث قوم «کاسپ‌ها» است. کاسپ‌ها از اولين اقوام آريايی هستند که وارد ايران شدند.&lt;/FONT&gt;&lt;A name=f3&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#r3&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;٣&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#663300&gt; آن‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گيلان امروزی سکنی گزيدند و پس از چندی به نقاط ديگر ايران مهاجرت کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;A name=f4&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#r4&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;٤&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#663300&gt; کاسپ‌ها قوم نيرومندی بودند و تمدن توانمندی را پايه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زيگورات چغازنبيل، آسياب‌ها و قنات‌های شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد&lt;/FONT&gt;&lt;A name=f5&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#r5&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;٥&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;A name=f6&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#r6&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;٦&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;. هم‌چنين پل‌های بسياری با نام آناهيتا در سراسر ايران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هايی توانستند انحراف ٢٣ درجه‌ی مدار زمين در گردش به دور خورشيد را اندازه‌گيری کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;A name=f7&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#r7&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;٧&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#663300&gt; کاسپ‌ها با استفاده از اين ابزار به تقويمی دقيق دست يافتند و دريافتند که پس از آخرين شب پاييز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 width=4 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#663300 size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt;در آن زمان آيين مهر (آيين زروانی) در ميان ساکنان فلات ايران رواج داشته است. مهر و ناهيد (ميترا و آناهيتا) به‌عنوان دو ايزد نيايش می‌شده‌اند. «مهر»، ايزد فروغ، نگهبان پيمان و پشتيبان پرتو پگاهی است و «ناهيد»، ايزد پاکی، زايش و برکت، فرشته‌ی آب‌ها و باران. پيروان آيين مهر آخرين شب پاييز را مصادف با تولد خورشيد می‌‌دانسته‌اند&lt;/FONT&gt;&lt;A name=f8&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#r8&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt;٨&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt;، همان‌گاه که از دل سياهی شبی درازآهنگ و سرد، ايزدمهر در يک غار گود و کم‌ارتفاع از ميان کوه‌های البرز ظهور می‌کند و خورشيد گرم و نورافزا را به ارمغان می‌آورد. برخی به اشتباه مهر را همان خورشيد گرفتند و شب چله را در واقع شب ميلاد خورشيد می‌دانند. در کتاب «از اسطوره تا تاريخ» به نقل از دکتر مهرداد بهار می‌خوانيم: «شب يلدا، تولد مهر يا ميترا نيست، بلکه تولد خورشيد است. مهر با خورشيد تفاوت‌هايی دارد». از نظر تقويم مردم ايران باستان، چله، شب تولد خورشيد است و حال آن‌که بر اساس اسطوره‌ها خورشيد و مهر ارتباط نزديکی دارند ولی يکی نيستند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt;پيروان آيين مهر يا زروانی، بلندتر شدن روزها را از برکت حکم‌رانی ايزد مهر بر زمين می‌دانستند و کوتاه‌تر شدن شب‌ها را نشانه‌ای از غلبه‌ی او بر اهريمن. آن‌ها در شب چله به پای‌کوبی و جشن و سرور می‌پرداختند تا شکست اهريمن را جشن بگيرند و گاه تا دميدن پرتو پگاه در دامنه‌ی کوه‌های البرز به انتظار باززاييده‌شدن خورشيد می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها&lt;/FONT&gt;&lt;A name=f9&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#r9&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt;٩&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt; (نيايشگاه‌های پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول بودند تا پيروزی مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt;پس از گرويدن ايرانيان به آيين زرتشت، آداب و رسوم آيين مهر نه‌تنها فراموش نشد بلکه جزوی از آيين و مراسم زرتشتی به‌حساب می‌آمد. بنا بر روايت ابوريحان بيرونی در کتاب آثارالباقيه، زرتشتيان روز اول دی را خور‌روز (روز خورشيد) می‌نامند و جشن اين روز را نودروز&lt;/FONT&gt;&lt;A name=f10&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#r10&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt;١٠&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt;. اين نام‌گذاری از آن جهت است که از چله تا نوروز نود روز فاصله است. هم‌چنين در کتاب قانون مسعودی آمده‌است که اولين روز از دی‌ماه را خرم‌روز يا خره‌روز می‌نامند&lt;/FONT&gt;&lt;A name=f11&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#r11&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt;١١&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#6633ff&gt;. اين روز را منتسب به اهورامزدا می‌دانستند و يکی از روزهای چهارگانه‌ی جشن‌های دی‌گان است. حتی هنگامی که ساسانيان دين زرتشت را دين رسمی کشور کردند اهميت آيين مهر در زندگی مردم و در نهادهای حکومتی آشکار بود. اين اهميت در نقوش بازمانده‌ی عهد ساسانی به‌روشنی نمايان است. در نقش رستم، ناهيد تاج پادشاهی را به شاه اعطا می‌کند و در طاق بستان ميترا شاهد اعطای فر ايزدی از طرف اهورامزدا به اردشير اول است. بنابر يک سنت ديرينه آيين مهر شاهان ايرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمين می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپيد به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپيد می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه‌ی برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان ديگران زندگی می‌کردند. رئيس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی يکسان بودند ....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;H2 dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;ریشه واژه یلدا&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجه های متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبان های رایج در منطقه خاورمیانه و زبان اصلی نگارش کتب &lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;عهد جدید&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%87%D8%AF_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;عهد جدید&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt; مسیحیان بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان &lt;/FONT&gt;&lt;A title=ساسانیان href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;ساسانیان&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt; که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;A href=&quot;http://ethnographie.blogspot.com/2007/05/blog-post_31.html&quot;&gt;جشن یلدا یا شب چله&lt;/A&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در روز شمار ايرانيان باستان هريك از سي‌روز ماه را نامي است كه نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست ، ايرانيان باستان در هر ماه كه نام روز با نام ماه برهم منطبق و يكي مي‌شدند آن را به فال نيك گرفته و آن روز را جشن مي‌گرفتند ، اغلب جشنهاي ايرانيان آريايي چه آنهايي كه امروز برگزار مي‌شوند و چه آنهايي كه فراموش شده‌اند ريشه در آئين كهن زرتشتي دارد، به قول پرفسور مري بريس شادي كردن، تكليفِ دلپذيرِ ديني اين جماعت است. در كتيبه‌هاي هخامنشي هم شادي و جشن وديعه‌اي الهي «اهورايي» خوانده شده است. پيوند ايرانيان آريايي قبل از اشو زرتشت با ايزدان خود نه پرپايه جهل و ترس از آنان بلكه بر اساس مهر و دوستي استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتي عطا شده به آنان به جشن (يَزَشْنْ = نيايش شادمانه) مي‌پرداختند و آنان بايستي با خشنودي و شادي و پايكوبي و در عرصه روشنايي و آگاهي به نيايش و ستايش ايزدان مي‌پرداختند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;یکی از جشنهای بسیار با اهمیت در میان ایرانیان، مراسم شب یلدا یا همان شب چله است. مراسمی که ایرانیان خود را مقید به اجرای آن میدانند و در هر نقطه از ایران و حتی در خارج از ایران که تعداد محدودی از ایرانیان نیز در حال زندگی کردن هستند، این مراسم همچنان اجرا می شود و به دست فراموشی سپرده نشده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;B&gt;شب یلدا از منظر مردم شناسان و محققان&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;دکتر محمود روح الامینی استاد مردم شناسی دانشگاه تهران میگوید : &quot; یلدا &quot; واژه ای &quot; سریانی&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &quot; است به معنی تولد یا میلاد. در اصطلاح عمومی آن را &quot; شب چله &quot; میگویند. رومیان آن را &quot; ناتالیس آنویکتیو &quot; یعنی روز تولد ( مهر یا خورشید ) شکست ناپذیر می نامند. ابوریحان بیرونی&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;[2] &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در کتاب آثار الباقیه درباره یلدا مینویسد : &quot; این شب در مذهب رومیان عید یلداست و آن میلاد مسیح است&quot;. یلدای ایرانی با کریسمس از یک مایه سرچشمه گرفته اند. در گاهشماری ایران باستان، سال با فصل سرد شروع می شد و خود واژه &quot; سال &quot; که از آن زمان به یادگار مانده است از واژه &quot; سرده &quot; گرفته شده است. اول سال مسیحی که در فصل سرد و از اول ژانویه شروع می شود، یادگاره از همان دوران است. آنچه از مراسم شب یلدا در میان ایرانیان مانده است، مراسم شب نشینی شب چله است. یلدا را میتوان جشن گرد هم آیی خانواده ایرانی دانست. در جامعه کنونی ایران در این شب اعضای خانواده و یا خویشاوندان نزدیک با خوردن آجیل مخصوص، میوه ( هندوانه و انار ) و شیرینی در سرمای آغازین زمستان، این شب را گرامی می دارند. اما به گفته روح الامینی رسم جالبی که در شهر کرمان از قدیم رواج داشت این بود که مردم در این شب تا صبح بیدار می ماندند به امید اینکه قارون در لباس هیزم شکن ( ثروتمند افسانه ای ) به خانه آنان وارد شود و برای خانواده های فقیر تکه های چوب آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند. این رسم یاد آور بابا نوئل در مراسم کریسمس است. شایان ذکر است که روز یکشنبه یا &quot; مهر شید &quot; در آیین مهر&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref3&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;[3]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;، در زبان انگلیسی &quot; Sunday &quot; یا &quot; روز خورشید &quot; نامیده میشود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;شب يلدا از معدود جشن های شبانه ايرانيان و بخصوص گیلانیان است که هنوز زنده و پا برجا مانده است. جشن های ديگری نيز چون &quot; سده &quot; و &quot; تيرگان &quot; از همين دست و از جشن های شبانه بوده اند اما آن جشن ها جز در پاره ای نقاط ايران اثری برجای نمانده اند. تنها جشن شبانه ای که به شکل سراسری باقی مانده همين جشن شب يلداست که به نحوی با جشن شب ژانويه، اول سال مسيحی همزمان افتاده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در این شب، در همه شهرهای ايران علاوه بر ميوه فروشی ها، دستفروشان هندوانه را بر وانت ها بار می کنند و در سراسر شهرها و جاده ها به معرض فروش می گذارند.گیلانیان هندوانه ای را از قبل(تابستان) در گوشه ای از خانه نگهداری می کردند و در این شب می خوردند. اين کار به نوبت خود بر رونق شب چله در دهه های اخير افزوده است.از مهمترين آيين های شب چله در &lt;U&gt;سده&lt;/U&gt;&lt;U&gt; &lt;/U&gt;&lt;U&gt;های اخير&lt;/U&gt; گرفتن &quot; فال &quot; از &quot; ديوان حافظ &quot; است که بدان شکلی فرهنگی می دهد و در طولانی ترين شب سال هر کس را به ياد آينده ای می اندازد که پيش رو دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;دكتر «فريدون جنيدي»، بنيانگذار بنياد فرهنگي نيشابور و متخصص اسطوره‌شناسي و تاريخ باستان،در سخنراني همايش شب چله به شناخت علوم گاه‌شماري و جغرافيايي در دوران باستان پرداخت و گفت: &quot; هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار مي‌شود. اين جشن حتي در زمان حمله مغول و تركان هم برگزار مي‌شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ایرانیان قدیم هزاران سال پيش دريافتند كه گاه‌شماري بر پايه ماه نمي‌تواند گاه‌شماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاه‌شماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برج‌هاي آسمان&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref4&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;[4] &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اندازه‌گيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آنها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما مي‌توانستند در شب 6 برج را ببينند. از سر شب يكي‌يكي برج‌ها از جلوي چشم‌ها عبور مي‌كنند. برج بره سپس برج گاو و ... آنها مي‌دانستند 6 برج ديگر كه ديده نمي‌شوند در آن سوي زمين هستند و مردماني در آنسوي زمين 6 برج ديگر را نظاره مي‌كنند. آنها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آنها گاه‌شماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژه‌هاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژه‌هاي «پيرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسيم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتي اين روزها به سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اما دكتر «ميرجلال الدين كزازي» استاد زبان و ادبيات فارسي، به نقش ايزدمهر در مراسم شب چله و تقليد مسيحيان از اين آيين در شب كريسمس اشاره می کند. به اعتقاد وی شب يلدا، درازترين شب سال و يكي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان است. ايرانيان همواره شيفته شادي و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. آنها خورشيد را نماد نيكي مي دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي كردند. در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي یابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند. خوردن خوراكي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن يكي از دلايل گرفتن جشن دراين شب زاده شدن ايزدمهر است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به اعتقاد وی، مهر به معناي خورشيد و يكي از بغان ايراني و هندي است و تاريخ پرستش به سال ها پيش از زرتشت مي رسد. پس از ظهور زرتشت، اين پيامبر ايراني خداي بزرگ را اهوارمزدا معرفي كرد. ايزدان و بغان را به دو دسته اهورايي و ديواني تقسيم كرد. در باور زرتشتي، بغان تيره اهورايي ستوده و تيره ديواني نكوهيده شود. يكي از ايزدان اهواريي مهر ايراني و هندي بود. مهر ايزدي نيك است و قسمتي از اوستا به نام او، نام گذاري شده است. در مهريشت اوستا آمده است: &quot; مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد.&lt;BR&gt;ايزد مهر در يكي از شهرهاي خاوري ايران از دوشيزه اي به نام ناهيد زاده شد. پس از مدت اندكي كشور به كيش مهرپرستي گرويد. مهرپرستي از مرزهاي ايران فراتر و به رم رفت. پادشاهان رم به آن گرويدند و دين رسمي رم شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكي از پادشاهان رومي گروه گروه مردم ترسا ( مسیحیان ) را به دين مهر مي كشاند و دعوت مي كرد. هنوز هم نيايش هاي اين شاه رومي با مهر برجاست. «اي پدر در آسمان نيايش مرا بشنو» «يوليانوس» در اين نيايش خدا را پدر مي نامد. اين اسمي بود كه ترسايان به تقليد از مهرپرستان بر خداي خود گذاشتند. روميان سال هاي بسيار تولد مهر و شب چله را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;کزازی معتقد است که حتي پس از گسترش دين مسيحيت، باز كشيشان نتوانستند از گرفتن اين جشن ها جلوگيري كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ اين شب را زادروز تولد عيسي معرفي كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانه تولد عيسي جشن بگيرند نه تولد ايزدمهر،‌ هنگامي كه به آيين و مراسم مسيحيان در كريسمس نگاه مي كنيم بسياري از نشانه هاي ايراني اين مراسم را در مي يابيم. ايرانيان قديم در شب چله درخت سروي را با دو رشته نوار نقره اي و طلايي مي آراستند. بعدها مسيحيان درخت كاج را به تقليد از مهرپرستان و ايرانيان تزيين كردند. مهر از دوشيزه با كره اي به نام آناهيتا در درون غاري زاده شد كه بعدها مسيحيان عيسي را جايگزين مهر و مريم را جايگزين آناهيتا قرار دادند. يكي ديگر از وام گيري هاي مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحي يعني يكشنبه است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;او می گوید کهSunday به معني روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود. ارنست رنان&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref5&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;[5] &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;درباره آيين مهرپرستي گفته است:‌ &quot; اگر عيسويت به هنگام گسترش خود بر اثر بيماري مرگ ماري باز مي ايستاد، سراسر جهان به آيين مهر مي گرويد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;همچنین کزازی معتقد است که یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود. در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تنوع برگزاری یلدا&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;یکی از آیین های شب یلدا در میان ایرانیان در سراسر دنیا، فال با دیوان حافظ&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref6&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;[6] &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref7&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;[&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;7] را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.&lt;BR&gt;در میان ایرانیان در این شب، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف دنیا ایرانیان، انواع تنقلات و خوراکی ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;جمشید کیومرثی مردم شناس زرتشتی درباره یلدا می گوید: &quot; نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا، شب نخست چله بزرگ است.&quot; بنا به روایت او زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند: &quot; فدیه، سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و هفت میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;برخی مورخان معتقدند که بیشتر رسوم دین &lt;/FONT&gt;&lt;A title=مسیحیت href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;مسیحیت&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; از مهرپرستی(خورشید پرستی) و یا میتراییسم برگرفته شده‌است. مانند تولد مسیح در یک آغل که به گفته آنها برگرفته شده از تولد میترا در غار است و همچنین شب میلاد مسیح که مصادف با یلدا می‌باشد , و همچنین درخت سرو و کاج که در آیین مهر با ستاره‌ای بر فرازش تزیین می‌شد. (&lt;I&gt;ستاره&lt;/I&gt; نشانه ایست که بازرگانان را راهنمایی می‌کند تا به میترا در غار برسند - درخت &lt;I&gt;سرو&lt;/I&gt; را از این روی دوست داشتند که نماد &lt;I&gt;آزادگی و مقاومت&lt;/I&gt; در برابر تاریکی بود که آثارش را در ادبیات فارسی می‌توانیم به وفور بیابیم - درخت &lt;I&gt;کاج&lt;/I&gt; از این روی در کشورهای اروپایی مرسوم شد که محیط طبیعی آنها برای رویش کاج بهتر بود). مورد دیگر شباهت کلاه بابانوئل با کلاهی شبیه کلاه موبدان آیین مهر است. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;البته آن طور که از متون مقدس مسیحیان (&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;کتاب مقدس&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;کتاب مقدس&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; : &lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;عهد جدید&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%87%D8%AF_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;عهد جدید&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;) برمی آید، تولد عیسای مسیح در یکی از اعتدالین (اعتدال بهاری یا پاییزی) صورت گرفته است و نه در زمستان.(چنانکه در «&lt;/FONT&gt;&lt;A title=انجیل href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D9%84&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;انجیل&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;» آمده است که در زمان تولد مسیح «چوپانان گله های خود را به چرا می بردند») همانگونه که مورخین قرون اولیه انتشار مسیحیت روایت می کنند، تغییر تاریخ جشن میلاد مسیح(&lt;/FONT&gt;&lt;A title=کریسمس href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%B3&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;کریسمس&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;) و انطباق آن بر سالروز تولد میترا، توسط کنستانتین کبیر و به مشاورت کلیسا، به منظور جایگزین نمودن آن با جشن انقلاب زمستانی یا زادروز &lt;/FONT&gt;&lt;A title=خورشید href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;خورشید&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در &lt;/FONT&gt;&lt;A title=مصر href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B5%D8%B1&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;مصر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; باستان جشن «باززاییده‌شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده‌است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌نمودند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده‌است. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;در &lt;/FONT&gt;&lt;A title=یونان href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;یونان&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; قدیم نیز , اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده‌است و آن را &lt;I&gt;خورشید شکست‌ ناپذیر&lt;/I&gt;، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند(که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی اش , میلاد و تولد است). ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن &lt;I&gt;ساتورن&lt;/I&gt; اشاره کرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;در قسمت‌هایی از &lt;/FONT&gt;&lt;A title=روسیه href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;روسیه‌ی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; جنوبی , هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌کنند. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;A title=آشوری href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;آشوریان&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می‌خُرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;نخستین روز زمستان در نزد &lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;خرمدین (هنوز ایجاد نشده)&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86&amp;action=edit&amp;redlink=1&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;خرمدینانی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; که پیرو &lt;/FONT&gt;&lt;A title=مزدک href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B2%D8%AF%DA%A9&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;مزدک&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام &lt;I&gt;«خرم روز» (خره روز)&lt;/I&gt; یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگذار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی &lt;/FONT&gt;&lt;A title=پامیر href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;پامیر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; و &lt;/FONT&gt;&lt;A title=بدخشان href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%AF%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;بدخشان&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; (در شمال &lt;/FONT&gt;&lt;A title=افغانستان href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;افغانستان&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; و جنوب &lt;/FONT&gt;&lt;A title=تاجیکستان href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;تاجیکستان&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;) است.&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;H2 dir=rtl align=justify&gt;&lt;A name=.D8.AC.D8.B4.D9.86_.DB.8C.D9.84.D8.AF.D8&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt;جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران کهن و امروز&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;در آیین کهن , بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست , شاید تنها افسانه باشد). &lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل &lt;A title=&quot;جشن تیرگان&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B4%D9%86_%D8%AA%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86&quot;&gt;جشن تیرگان&lt;/A&gt;، فال گرفتن از کتاب &lt;A title=حافظ href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&quot;&gt;حافظ&lt;/A&gt; مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، &lt;A title=&quot;آینده‌گویی (هنوز ایجاد نشده)&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C&amp;action=edit&amp;redlink=1&quot;&gt;آینده‌گویی&lt;/A&gt; می‌کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در خطه‌ی شمال و آذربايجان رسم بر اين است که در اين شب خوانچه‌ای تزيين شده به خانه‌ی تازه‌عروس يا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربايجان در سينی خود هندوانه‌ها را تزئين می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که گیلکان يک ماهی بزرگ را تزئين می‌کنند و به خانه‌ی عروس می‌برند. تالشان هدیه های مختلفی را در خوانچه هایی از مجمعه های تزئئن شده بر سر زنان ملبس به لباسهای رنگارنگ به خانه نو عروس می فرستند. در &lt;A title=گیلان href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86&quot;&gt;گیلان&lt;/A&gt; هندوانه را حتما فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. « کونوس یا ازگیل وحشی یا زِر» یکی دیگر از میوه‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، &lt;A title=ازگیل href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B2%DA%AF%DB%8C%D9%84&quot;&gt;ازگیل&lt;/A&gt; خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود.  ازگیل در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سفره‌ مردم شيراز مثل سفره‌ی نوروز رنگين است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگينک برای گرم مزاج‌ها موجود است.همدانی‌ها فالی می‌گيرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشينند و پيرزنی به طور پياپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر يک پارچه نبريده و آب نديده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتيبی که نشسته‌اند شعرهای پيرزن را فال خود می‌دانند. در شهرهای خراسان خواندن شاهنامه‌ی فردوسی در اين شب مرسوم است. درحالی‌که حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم اين شب برای شيرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در اين شب نه تنها در شيراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشينان شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;در شهرهای &lt;A title=خراسان href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86&quot;&gt;خراسان&lt;/A&gt; خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است. &lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;در &lt;A title=اردبیل href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%84&quot;&gt;اردبیل&lt;/A&gt; رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند. &lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;مردم &lt;A title=کرمان href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86&quot;&gt;کرمان&lt;/A&gt; تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يلدا در ادبيات کهن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در فرهنگ عاميانه‌ی مردم، شب يلدا و شب چله، شب دوستی است. شب بار عام و کارهای خيريه است. مردم ايران که اکثراً کشاورز يا دام‌دار بوده‌اند، آموخته‌اند تا سرمای زمستان را بهانه‌ای برای دورهم جمع‌شدن و جشن به پايان رساندن يک سال زراعی بدانند. ليکن در فرهنگ ادبی و رسمی کشورمان، يلدا اغلب چهره‌ی تاريک و خشن شبی طولانی است. شبی که عشاق به انتظار به سرآمدن آن هستند. طولانی و تاريک بودن يلدا استعاره‌ايست برای فراق جان‌کاه معشوق، تنهايی و انتظار وصال و گاه گيسوی سياه و بلند يار.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و در پايان چندبيتی در اين مضمون می‌خوانيم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حافظ:&lt;BR&gt;صحبت حکام، ظلمت شب يلدا است &lt;BR&gt;نور ز خورشيد خواه بو که برآيد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سعدی:&lt;BR&gt;هنوز با همه دردم اميد درمان است&lt;BR&gt;که آخری بود آخر شبان يلدا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اوحدی:&lt;BR&gt;شب هجرانت ای دلبر، شب يلدا است پنداری &lt;BR&gt;رخت نوروز و ديدار تو عيد ماست پنداری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خاقانی:&lt;BR&gt;تو جان لطيفی و جهان جسم کثيف &lt;BR&gt;تو شمع فروزنده و گيتی شب يلدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عنصری:&lt;BR&gt;چون حلقه ربايند به نيزه، تو به نيزه&lt;BR&gt;خال از رخ زنگی بربايی شب يلدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;منوچهری:&lt;BR&gt;نور رايش تيره‌شب را روز نورانی کند&lt;BR&gt;دود چشمش روز روشن را شب يلدا کند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسعود سعد:&lt;BR&gt;کرده خورشيد صبح ملک تو&lt;BR&gt;روز همه دشمنان شب يلدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ناصرخسرو:&lt;BR&gt;او بر دوشنبه و تو بر آدينه&lt;BR&gt;تو ليل قدر داری و او يلدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هم‌چنين ارتباط عيسی مسيح با اين شب در اشعار امير معزی و سنائی غزنوی مشهود است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امير معزی:&lt;BR&gt;ايزد دادار، مهر و کين تو گويی&lt;BR&gt;از شب قدر آفريد و از شب يلدا &lt;BR&gt;زان‌که به مهرت بود تقرب مومن&lt;BR&gt;زان‌که به کينت بود تفاخر ترسا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سنائی غزنوی:&lt;BR&gt;به صاحب‌دولتی پيوند اگر نامی همی جويی&lt;BR&gt;که از يک چاکری عيسی چنان معروف شد يلدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سيف افرنگی:&lt;BR&gt;سخنم بلندنام از سخن تو گشت و شايد&lt;BR&gt;که درازنامی از نام مسيح يافت يلدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;شب چله در گیلان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در گيلان تقريبا همه خانواده‌ها در تدارك برپا كردن اين شب باشكوه ايراني هستند. طولاني‌ترين شب سال در گيلان فرصتي است براي آموختن‌هاي بسيار و بازآموزي شيوه‌ها و راهكارها و انتقال تجربيات گذشتگان به نسل جديد براي زندگي بهتر و پشت سر گذاشتن دشواري‌ها.... سبزي پلو با ماهي به ويژه ماهي شور دراين شب يكي‌از غذاهاي سنتي و مهمي است كه خانواده‌های گیلک براي پذيرايي از ميهمانان تهيه مي‌كنند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;طولاني‌ترين شب سال در گيلان فرصتي است براي آموختن‌هاي بسيار و بازآموزي شيوه‌ها و راهكارها و انتقال تجربيات گذشتگان به نسل جديد براي زندگي بهتر و پشت سر گذاشتن دشواري‌ها و رسيدن به سپيده دمان نوبختي. در اين شب پيران و جوانان به دور هم‌حلقه مي‌زنند و از تجربيات گذشتگان پند مي‌گيرند و دور هم نشيني خانواده‌هاي گيلاني در شب چله نشان از انجام صله رحمي دارد كه از ديرباز به آن اعتقاد دارند. در اين شب قصه‌گويي پيران از افسانه‌هاي ايراني و اتفاقات گذشته براي كوچكترهاي خانواده جلوه‌اي ديگر دارد. دراين شب از مهمانان با انواع ميوه‌هاي پاييزي چون انار، پرتقال ، گلابي ، خوج &quot; گلابي محلي &quot;، به ،نارنگي ، ليمو، ازگيل و از همه مهمتر هندوانه به عنوان نشانه اصلي شب چله پذيرايي مي‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تفال به اشعار حافظ شيرازي و گشتن سرنوشت خانواده در دل اشعاراين پير عارف ايراني از ديگر جلوه‌هاي شب چله است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شب چله گيلاني براي زوج‌هاي جوان هم شبي به يادماندني است و در اين شب خانواده داماد براي عروس خود هدايا به همراه انواع ميوه‌هاي شب چله مي فرستند و دو خانواده به همراه ميهماناني ديگر به خوشي و شادماني اين شب بلند پاييزي را به سپيده دم خوشبختي پيوند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;منابع و ماخذ&lt;BR&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref8&gt;[1] &lt;/A&gt;سُریانی (به سریانی: ܣܘܪܝܝܐ تلفظ: سوریایا) نام یکی از لهجه‌های آرامی ( از زبانهای سامی که بیش از 3000 سال قدمت دارد) است که خاستگاهش شمال میانرودان ( یا بین النهرین در عراق) است. این زبان پس از چیرگی اسکندر( اسکندر مقدونی (۳۵۶ تا ۳۲۳ پیش از میلاد) مشهور به اسکندر گُجَسْتَک (ملعون) یا اسکندر کبیر، کشورگشای قرن چهارم پیش از میلاد بود) بر ایران و در درازای فرمانروایی سلوکیان با واژگان یونانی درآمیخت و چهره‌ای دیگر یافت. از این پس سریانی زبانی دانشیک گردید. نوشته‌های گرانبهایی درباره روزگار ساسانی و اشکانی به این زبان نوشته شده است و هنوز هم این زبان گویشورانی دارد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref9&gt;[2] &lt;/A&gt;ابوریحان محمد بن احمد بیرونی، دانشمند بزرگ و ریاضیدان، ستاره‌شناس و تاریخنگار سده چهارم و پنجم هجری قمری ایران است و بعضی از پژوهندگان او را از بزرگ‌ترین فیلسوفان مشرق‌زمین می‌دانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref10&gt;[3] &lt;/A&gt;مِهرپرستی یا آیین مهر بر پایه پرستش ایزد ایرانی &lt;A title=مهر href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%B1&quot;&gt;مهر&lt;/A&gt; (&lt;A title=میترا href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D8%A7&quot;&gt;میترا&lt;/A&gt;) بنیاد شده بود. به دلیل ارزش مندی آفتاب در این دین است. برخی نیز این دین را آفتاب پرستی دانسته‌اند. ایرانیان قدیم از زمانهای دور پیش از تاریخ ایرانیان، پیرو آیین مهر یا کیش بغانی بودند. آیین مهر یک دین یا قانون تدوین شده نیست آیین و سنتی است که آغاز آن تاریک است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref11&gt;[4] &lt;/A&gt;منطقةالبروج یا فلک‌البروج (نیسنگ پرهون). منطقهٔ دایره‌شکلی از آسمان که شامل ۱۲ صورت فلکی (۱۲ برج) است و ظاهراً بنظر می‌آید که خورشید در مدت یک سال آن را طی می‌کند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref12&gt;[5] &lt;/A&gt;به عقیده مظفر اقبال در &quot; چهار نگرش اسلامي براي توسعه مدرنيته اسلامي &quot;، چاپ شده در انديشکده صنعت و فناوری، ارنست‌ رنان (وفات 1892) را مي‌توان نخستين انديشمندي دانست كه بحث ميان اسلام و علم را با هدف تهاجم به اسلام در سال 1883 مطرح كرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref13&gt;[6] &lt;/A&gt;دیوان حافظ که مشتمل بر حدود ۵۰۰ غزل، چند قصیده، دو مثنوی، چندین قطعه، و تعدادی رباعی‌ست، تا کنون بیش از چهارصد بار به اشکال و شیوه‌های گوناگون، به زبان اصلی فارسی و دیگر زبان‌های جهان به‌چاپ رسیده است. شاید تعداد نسخه‌های خطّی ساده یا تذهیب گردیدهٔ آن در کتابخانه‌های ایران، افغانستان، هند، پاکستان، ترکیّه، و حتّی کشور‌های غربی از هر دیوان فارسی دیگری بیشتر باشد. حافظ به زبان عربی یعنی نگه دارنده و به کسی گفته می‌شود که بتواند قرآن را از حفظ بخواند. مشهور است که امروز در خانهٔ هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می‌شود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref14&gt;[7] &lt;/A&gt;حافظ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=r2&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#f2&quot;&gt;&lt;SUP&gt;-&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;  از اسطوره تا تاريخ، دکتر مهرداد بهار&lt;BR&gt;&lt;A name=r3&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#f3&quot;&gt;&lt;SUP&gt;-&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;  لغت‌نامه‌ی دهخدا، مدخل کاسيان&lt;BR&gt;&lt;A name=r4&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#f4&quot;&gt;&lt;SUP&gt;-&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;  قزوين (معرب کاسپين)، کاشان (کاسان)، کشف‌رود (کاسپ‌رود) همگی از نام کاسپ‌ها گرفته شده است.&lt;BR&gt;&lt;A name=r5&gt;&lt;/A&gt;- نظام گاه‌شماری در چهارتاقی‌های ايران، رضا مرادی غياث آبادی&lt;BR&gt;&lt;A name=r6&gt;&lt;/A&gt;- گاه‌شماری و جشن‌های ايران باستان، هاشم رازی&lt;A name=r7&gt;&lt;/A&gt;(هم‌اکنون آثار تعدادی از اين چهارتاقی‌ها موجود است و اين چهارتاقی‌ها مفصلاً در کتاب «نظام گاه‌شماری در چهارتاقی‌های ايران» معرفی شده‌اند.)&lt;BR&gt;&lt;A name=r8&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=r9&gt;&lt;/A&gt;- واژه مهرابه از دو بخش مهر و آبه ساخته شده‌است. آبه به معنی گود و کم‌ارتفاع است و اشاره‌ای است به محل ظهور مهر.&lt;BR&gt;&lt;A name=r10&gt;&lt;/A&gt;- آثارالباقيه، صفحه ٢٥٥، ابوريحان بيرونی&lt;BR&gt;&lt;A name=r11&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#f11&quot;&gt;&lt;SUP&gt;-&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;  قانون مسعودی، ابوريحان بيرونی&lt;BR&gt;&lt;A name=r12&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#f12&quot;&gt;&lt;SUP&gt;-&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;  &lt;A href=&quot;http://www.cais-soas.com/CAIS/Celebrations/yalda.htm&quot;&gt;The Circle of Ancient Iranian Studies&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=r13&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://penelope.uchicago.edu/~grout/encyclopaedia_romana/calendar/saturnalia.html&quot;&gt;Saturnalia, An article by James Grout&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=r14&gt;&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://www.circlesanctuary.org/pholidays/SaturnaliaInfo.html&quot;&gt;Circle Guide to Pagan Groups&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=r15&gt;&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://www.roman-empire.net/religion/mithras.html&quot;&gt;The Roman Empire&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=r16&gt;&lt;/A&gt;-  THE MYSTERIES OF MITHRA by Franz Cumont translated from the second revised French edition by Thomas J. McCormack, Chicago, Open Court&lt;BR&gt;&lt;A name=r17&gt;&lt;/A&gt; &lt;BR&gt;&lt;A name=r21&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#f21&quot;&gt;&lt;SUP&gt;-&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;  لغتنامه دهخدا، مدخل يلدا&lt;BR&gt;&lt;A name=r22&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#f22&quot;&gt;&lt;SUP&gt;-&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;  &lt;A href=&quot;http://www.sharghnewspaper.com/821001/life.htm&quot;&gt;روزنامه شرق، دوشنبه ١ دی ١٣٨٢&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A name=r23&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cs.uwaterloo.ca/~hzarrabi/aftab/5/page1:1#f23&quot;&gt;&lt;SUP&gt;-&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;  &lt;A name=r24&gt;&lt;/A&gt;جهان فروری، بخشی از فرهنگ کهن ايران، دکتر بهرام فره‌وشی&lt;BR&gt;&lt;A name=r25&gt;&lt;/A&gt;- مهر، فرهنگ. &lt;I&gt;دیدی نو از دینی کهن&lt;/I&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-رضی، هاشم. &lt;I&gt;گاهشماری و جشن‌های ایران باستان&lt;/I&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- جلد چهارم فرهنگ معین - امیرکبیر تهران ۱۳۶۲ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- دکتر عباس احمدی , مقالهٔ یلدا و جادو &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- مجله آفتاب , شمارهٔ پنجم , سال اول &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn3&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn4&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn5&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn6&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn7&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn8&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn9&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn10&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn11&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn12&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn13&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn14&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Dec 2009 08:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangetalesh&amp;postid=145</comments>
<dc:creator>farhangetalesh</dc:creator>
<guid>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-145.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاهي به آيين‌هاي عزاداري محرم در استان گيلان </title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-160.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=title&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;      &lt;STRONG&gt;نگاهي به آيين‌هاي عزاداري محرم &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=title&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=title&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;               در استان گيلان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 311px; HEIGHT: 194px&quot; height=215 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i40.tinypic.com/nb85yg.jpg[/IMG]&quot; width=277 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;تصاویر فوق مربوط به مراسم محرم در مسجد مقدس &lt;FONT color=#cc0000&gt;امام سجاد(ع)&lt;/FONT&gt; تالش است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 304px; HEIGHT: 201px&quot; height=123 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/on6lw.jpg[/IMG]&quot; width=188 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 382px; HEIGHT: 221px&quot; height=163 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/2vkc5qh.jpg[/IMG]&quot; width=218 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اكثر روستاها و مناطق شهري گيلان دراين ايام تا پاسي از شب مملو از حضور دوستداران سالار شهيدان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 290px; HEIGHT: 321px&quot; height=156 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i40.tinypic.com/jgtz4w.jpg[/IMG]&quot; width=253 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; براي برگزاري مراسم‌هاي عزاداري است و آنان با حضور در مساجد ، تكايا و راه‌اندازي دستجات سينه، زنجير زني و نوحه سرايي به سوگواري مي‌پردازند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 302px; HEIGHT: 222px&quot; height=215 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i42.tinypic.com/103y8hk.jpg[/IMG]&quot; width=290 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 319px; HEIGHT: 264px&quot; height=141 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i40.tinypic.com/2cz4rx2.jpg[/IMG]&quot; width=217 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 328px; HEIGHT: 260px&quot; height=131 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i40.tinypic.com/20uaoie.jpg[/IMG]&quot; width=193 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 329px; HEIGHT: 235px&quot; height=188 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i43.tinypic.com/2ecg8c1.jpg[/IMG]&quot; width=289 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 339px; HEIGHT: 201px&quot; height=156 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i40.tinypic.com/qzhwck.jpg[/IMG]&quot; width=323 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;                                 &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;بقیه در ادامه مطلب............&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Dec 2009 06:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangetalesh&amp;postid=160</comments>
<dc:creator>farhangetalesh</dc:creator>
<guid>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-160.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدرک داران بیسواد</title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-185.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تحصيل كردگان بيسواد معضلي در تالش&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;در پي مدرك گرايي جامعه بسياري از مردم خود – زنان و فرزندان خود را براي اخذ مدرك به موسسات، مدارس،دانشگا ه ها و ... غير انتفاعي و آزاد معرفي نموده اند تا بدين گونه مداركي چون ديپلم- ليسانس و حتي دكترا را خريداري نمايند.متاسفانه يكي از عوامل عقب ماندگي و واپسماندگي جامعه تالش همين گزينه است.بسياري از افراد كه پول بخور و نميزي دارند حاضرند تمام سرمايه خود را صرف خريد مدارك دانشگاهي  آزاد يا غير انتفاعي نمايند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;بدبختانه اين معضل بزرگ  به همين جا ختم نمي شود.اينان با نفوذ در سيستم هاي مديريتي  و برنامه ريزي مسيرس نادرست را در روند توسعه انساني و اجتماعي تالش برداشته و خيانت عظيمي در حق اين مردم مي كنند.رد پاي اين جاهلان خود پرست در هر سازماني باز شده و با پررويي تمام خود را در انجام هر كاري متخصص معرفي مي كنند.و اين چنين مي شود كه پزشكي در تالش به خود اجازه مي دهد با وجود نبود امكانات فلان عمل جراحي(بخاطر پول و شهرت) دست به عمل جراحي بزند كه اين نوع جراحي ها را با يد فوق تخصص ها انجام دهند. فردي به اصطلاح استاد و مثلا دكتري گرفته در تمام زمينه ها تدريس مي كند؟؟؟!!!شهري با عدم وجود فضاي سبز، جاده ها و كوچه هاي استاندارد و حداقل آسفالت شده، فضاي تفريحي و بسياري امكانات،،، شهردارش نمونه مي شود.پزشكش نمونه مي شود.و ....؟؟؟؟ و چه جالب كه برخي از طرف ديگران براي خود در ميدانها و خيابانها پرده تبريك مي زنند به خيال اينكه مردم نمي دانند. ؟؟ واقعا نمي دانند؟؟مدارس غير انتفاعي ارائه مدرك دو سال در يك سال را با شرط معدل ....مي دهند. دانشگاه آزاد تالش يك سال قبل از شركت دانشجو در كنكور، دانشجوي بدون كنكور مي پذيرد و صدها نمونه از اين دست نشانه اي از حركت جامعه ما به سوي عقب ماندگي، بيسوادي و بيسوادي پرستي است. و اينگونه مي شود كه با اينكه هيچ امكاناتي براي جذب گردشگر نداريم هميشه كوركورانه شعار جذب گردشگر را سر مي دهيم و از عدم توقفشان در تالش و راهي شدن به آستارا نا خرسنديم؟؟!!!!تازه اگر كسي هم بخواهد صادقانه كار كند و كاري از پيش ببرد مانعش مي شويم..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اما پيشنهاد من(هر چند كه با پوزخند گروهي مواجهه مي شود)اين است كه:&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بياييم تلاش كنيم هركس را در جاي  واقعي خود بنشانيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 06:54:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangetalesh&amp;postid=185</comments>
<dc:creator>farhangetalesh</dc:creator>
<guid>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-185.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> دانش و پيشرفت در جامعه تالش</title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-184.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;ارزش علم، دانش و پيشرفت در جامعه تالش&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt; آيا جامعه تالش رنگ توسعه و پيشرفت را به خود مي بيند؟؟ از وقتي وارد جامعه(تالش) شده ام و با برخي افراد و از جمله حتي روء سا و معاونين ادارات و سازمانها برخورد داشته ام.... به اين نتيجه رسيده ام كه ما اغلب بيهوده خودمان را بزرگ جلوه مي دهيم و بسياري از ستايش و تعريف ها باد توخالي و خالي از ارزش واقعي است. به اين نتيجه رسيده ام كه جامعه تالش با روند كنوني هيچ وقت نخواهد توانست به مرحله اي از توسعه (حتي پله هاي اوليه )هم برسد. اين امر مرا بسيار رنج مي دهد. تفكر عوامانه و سطح بسيار پايين آنها كه باعث پايين نگه داشتن و عقب مانده شدن سطح علمي مردم شده مرا بيشتر عذاب مي دهد. براي همين براي مدت طولاني دست از نوشتن مطالب در وبلاگ برداشته بودم تا اينكه به اين نتيجه رسيدم كه بايد نوشت اما نه فقط در مورد فرهنگ مدمي شريف كه در گذشته نظمي خاص در زندگيشان داشته اند. بلكه در مورد بدبختي ها و عقب ماندگي هايي كه گريبانگيرمان شده و اينكه چگونه مي شود از اين گرفتاري نجات پيدا كرد. واقعا چه شده؟ آيا ما تمدني درخشان داشته ايم يا نه؟ اگر تمدني درخشان داشته ايم پس چرا به اين روز افتاده ايم؟ صادقانه فكر كردنمان چه شده؟ علمي و بي طرفانه قضاوت هايمان چه شده؟ چرا تمام كارها با مكر و حيله انجام مي شود؟ چرا با داشتن قانون، هميشه راهي ميان بر براي دور زدن قانون وجود دارد؟ و صدها چراي ديگر....&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;......... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Sep 2009 07:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangetalesh&amp;postid=184</comments>
<dc:creator>farhangetalesh</dc:creator>
<guid>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اساطیر</title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;اساطیر ایرانی و نقش آن در شکل گیری هویت زنانه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هویت بعنوان یک ویژگی متمایز کننده در ابعاد مختلف فردی، جمعی و....دارای مولفه های  فراوانی است که افراد را نسبت به کیستی شان آگاه می کند. یکی از مولفه های اصلی سازنده این درک از خود ، فرهنگ است.هویت فرهنگی متمایز  ناشی از عوامل متعددی است که در شکل گیری و استمرار خود، به این عوامل وابسته است. اساطیر، دین، زبان و...برخی از این مولفه ها هستند. در این مقاله اساطیر به عنوان یکی از عوامل اصلی تشکیل دهنده هویت جمعی و فرهنگی جامعه در ارتباط با هویت زن ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است که نفوذ خود را از طریق لایه های کهن فرهنگی بر کنشگران اجتماعی اعمال می کند. در واقع بررسی نقش اساطیر در فرایند هویت یابی زن ایرانی مساله اصلی این مقاله است..در این راستا تلاش شده با بسط مفاهیم نظری هویت در گستره اساطیر ایران به چهره های شاخص زنان اساطیری ایران با ویژگی های برجسته آنها مورد واکاوی بیشتر قرار گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;واژگان کلیدی :&lt;BR&gt;زن ایرانی ،اسطوره ، هویت جنسی ،ایزد بانوان ،هویت فرهنگی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;مقدمه&lt;BR&gt;     فرهنگ نظام پیچیده ای از کنش های اجتماعی است که کنشگرانش در چالش مدام دیروز و امروز غوطه ورند. آگوست کنت جامعه را متشکل از زنده ها و مرده ها می دانست(وثوقی و نیک خلق،51:1374). به عبارتی آنچه که میراث فرهنگی یک گروه قومی است ، در زندگی اجتماعی کنونی او نیز ساری و جاری است.هرچند دیروز با گذر زمان به پایان رسیده، اما اعتقادات و باورهایش را برای آیندگان به میراث گذارده است. بیشک این اعتقادات و باورها در این پروسه گذار رنگ و بوی جدیدی پیدا کرده و یا در قالب و نظام نوین عرضه گردیده اند.&quot; در واقع آنچه امروز فرهنگ می نامیم در جهان باستان برابر اسطوره و آئین بوده است&quot;(بهار،199:1373).&lt;BR&gt;اگر حتی با چنین شدتی نیز در مورد فرهنگ قضاوت نکنیم ، موجودیت و بقایای اساطیر در ساختار اجتماعی و فرهنگی کنونی را نمی توانیم،منکر شویم.هر چند انسان مدرن دیگر اعتقادی به خدایان و نیروهای محیر العقول آنان نداردو اساطیر را نه باورهای کهن که خرافه های مردم پیشین می داند، اما ناخواسته نظام فکری اسطوره بر کنش اجتماعی و حتی عقلانیت او اثر می گذارد.&lt;BR&gt;هویت جنسی زنانه نیز از این مقوله مستثنی نیست. با وجود باز تولید هویت های جنسی جدید در ایران، همچنان &quot;زن بودن&quot; یادآور خاطره اساطیری کهنی است که سایه مبهم و تاریک خود را بر نظام فکری مردان و زنان ایرانی گسترانده است. این در حالی است که نگرش زنان – حداقل گروهی از آنان – نسبت به هویت جنسی خود تغییر کرده است. آنان دیگر حوزه خانگی را فضای مناسبی برای کشف توانایی ها و استعداد های خود نمی دانند و در تلاش برای کسب موقعیت های مطلوب تر در حوزه عمومی هستند. این هویت نوین با تصور درونی شده ای که جامعه از هویت زن تعریف کرده ، متفاوت است. البته الزاما&quot; این مردان نیستند که این هویت را پذیرفته و آن را راهکاری مثبت برای حفظ ثبات جامعه و خانواده می دانند.بلکه برخی از زنان نیز این نگرش قالبی پذیرفته شده را درونی کرده، اما ارائه الگویی جدید هم پوشانی این نظام اجتماعی را برهم ریخته و قالب های جدیدی در راستای تحول فراهم آورده است. نفوذ الگو های سنتی در شکل گیری هویت زن آنچنان قوی و موثر است که نقش خود را در باز تولید هویت فرهنگی جدید و حتی باز تولید سبک های زندگی به جای گذارده است ( سجادپور و جمالی ،نگرش قالبی ...:1386).&lt;BR&gt;این تغییر نگرش در واقع همان باز تولید هویت زنانه در جامعه است که با الزامات درونی توسعه نیز همخوانی دارد. البته در حوزه مطالعات زنان همیشه باید توجه داشت که در ساختار شکل گیری تصور عمومی  از جایگاه زن - نقش یا وظایف او- عناصر متعددی چون قومیت ، دین ، ملیت ،اقتصاد و حتی جغرافیا دخالت داشته اند، همانطور که مثلا&quot; نقش زنان شمال ایران در مناسبات اقتصادی با نقش زنان در مناطق مرکزی  یا جنوبی کاملا&quot; متفاوت است. این چندگانگی فرهنگی،شکل یابی هویت زنانه را دچار چالش بیشتری کرده،الزام شکل گیری سبک های زندگی متنوعی را فراهم می آورد. برای رد یابی این هویت باید به فرهنگ عمومی که در شکل گیری ساختار های زیر بنایی آن نقش داشته و موجب شکل دادن نگر شهای قالبی پیرامون زنان شده نیز توجه کرد. در پژوهش حاضر فقط به یکی از  شاخص های  موثر در شکل گیری هویت زنانه هپرداخته شده و بی تردید نقش سایر عوامل نیز غیر قابل انکار می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مفاهیم بنیادین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; الف - هویت &lt;BR&gt;هویت به عنوان یک ویژگی متمایز کننده دارای سطوح مختلف فردی ، جمعی ، ملی ، فرهنگی ،قومی، جنسی و....می باشد که با یکدیگر همپوشانی دارند.یعنی افراد این سطوح را نه به عنوان واحد های مجزا بلکه به صورت درکی از موقعیت خود به همراه دارند. بر همین اساس مراتب متفاوتی از هویت را می توان در نظر گرفت که افراد سطوح مختلفی از تعلق به آن را درک می کنند. یکی از این تعلقات هویت جنسی است که شکل گیری آن تابعی از سطوح دیگر هویتی نظیر تعلقات خانوادگی و تعاریف اجتماعی از دو جنس مذکر و مونث است.در مراتب بالاتر این تعلقات به تعاریف قانونی از جنسیت و تفکیک های جنسیتی در سطح کلان باز می گردد.این در حالی است که سطوح دیگری نظیر هویت های فردی ، جمعی ،فرهنگی ،قومی، ملی و حتی هویت های شغلی ، در سوی دیگر این طیف قرار دارند.با در نظر گرفتن سطوح فوق الذکر می توان گفت که برداشت ها و تلقی های ما از مفهوم هویت با ابهاماتی روبرو است که ناشی از تعلق های چندگانه و به تبع آن وفاداری های چندگانه نشات گرفته از پویایی مفهوم هویت است.&quot; تعلق های گوناگون به خانواده ، به کلان ، به قبیله، به دین، به قومیت، به ملیت و به تمدن می توانند در هویت انسانی با یکدیگر سازش داشته و بیانگر وفاداری های متعددی که با هم تداخل دارند، باشند&quot;(برتون:1380،24).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از طریق فرایند هویت سازی فرد یا گروهی از افراد خود را از دیگران باز می شناساند و یا دیگران از این طریق هویت او را شناسایی می کنند. در واقع هویت بیش از هر چیز مدیون اندیشه و حاصل انبوهی از تصورات ذهنی است که به صورت اعمال و کنش های فردی و اجتماعی بروز می یابد و چارچوب عملکردی ویژه ای را برای فرد و یا گروه فراهم می آورد.معمولا این تصور ذهنی با صورت های عینی تطابق کامل ندارد. مثلا تصور عمومی از هویت زن می تواند با تصوری که یک زن از هویت زنانه دارد، کاملا متفاوت باشد . بنابراین دو نوع هویت برای زنانگی قابل تعریف است که می تواند نه تنها با یکدیگر همپوشانی نداشته باشند که گاه با یگدیگر در تضاد و تعارض نیز باشند. هر چقدر این هویت های ذهنی متعدد باشند و هرقدر فاصله کنشگران با هویت تعریف شده برای آنها از این تصور عمومی فاصله بیشتری داشته باشد زمینه برای بروز تنش های اجتماعی بیشتری فراهم خواهد شد.&lt;BR&gt;هویت جنسی زنانه مدیون نگرش های قالبی به مفهوم &quot;زن&quot; است. معمولا این تصورات قالبی(stereotypes)با تنش ها و اضطراب های های فراوانی به افراد تحمیل می شود&quot; آنجا که تصورات قالبی با اضطراب یا ترس مرتبط است، وضعیت ممکن است کاملا&quot; متفاوت باشد. تصورات قالبی در چنین شرایطی معمولا&quot; با نگرش های خصمانه یا نفرت نسبت به گروه مورد بحث آمیخته اند&quot;( گیدنز:281،1385).چنین نگرش هایی به مقوله زنان نیز باعث ایجاد تنش در سطح وسیعی بین زنان و مردان گردیده است.این تنش ها فقط در سطح دعواهای لفظی خلاصه نشده ،صحنه خانواده ها را تبدیل به عرصه قدرت نمایی زنان و مردان کرده است. وجود هویت های چندگانه روز بروز فشار های بیشتری بر زن ها وارد می آورد و مطالبات آنان را از جهان پیرامون تغییر می دهد اما تصورات قالبی تعریف شده برای آن ها متاسفانه همسو با این تغییرات نبوده ،به این اغتشاشات دامن می زند.&lt;BR&gt;&quot; زن بودن &quot; در ایران وا‍‍ژه ای است که در یک چارچوب خانگی استحاله شده است. هویت زن در درون خانواده شکل گرفته و معنا می یابد. ما معمولا&quot; کمتر برای زن ، خارج از چارچوب خانواده هویت مستقلی ارزیابی می کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تصاویری که از زن ارائه می شود، او را در حکم موجودی منفعل ، فتنه بر انگیز ، نا کار آمد ، بی تدبیر و سست معرفی می کند و در سوی مثبت این محور او مادری است فداکار ، مهربان و از جان گذشته.&lt;BR&gt;متاسفانه در رسانه های عمومی زمانی که زن هویت فعال و کار آمدی می یابد، چهره  خشن و مردانه ای کسب می کند که او را از زنانگی جدا کرده به شخصیت مردانه نزدیک می کند. در واقع به نظر می رسد آن زن &quot; مردانه&quot; عمل می کند نه اینکه  عموم زنان توانایی این نقش را دارند.بنابراین در اذهان عموم زن ایرانی از هویت فرهنگی خود جدا نشده و آن زن با آن نقش فقط در حد یک استثنا باقی می ماند. اعزازی دراین مورد می نویسد:&lt;BR&gt;&quot; زنان محبوب سریال ها ، زنانی هستند که مطیع و منقاد همسرانند و مادران مهربانی به نظر می رسند که به خاطر راحتی خانواده هایشان حتی به آسانی می میرند. در برخی موارد که زنان به ایفای نقش های جدی تر و مهم ترمی پردازند ، هویت زنانه و ارزش ها و ظرافت های شخصیتی خود را از دست می دهند و به شکلی مسخ شده، نقاب مردانه به چهره می زنند&quot; (اعزازی،211:1376).&lt;BR&gt;چنین فرایند هویت سازی طبیعتا&quot;از بستر فرهنگی ویژه ای برآمده که حتی در بازسازی هویتی نیز نمی تواند، هویت مستقل و متکی به جنس مونث را تعریف کرده،عناصر خاص زنانه بدون دخالت هویت جنسی مردانه در آن را شناسایی و عرضه کند. به عبارتی &quot; بازیافت هویت های از دست رفته،یا آفرینش هویت های نو،در شرایطی بحرانی انجام می گیرد&quot;(فکوهی،267:1385).این شرایط بحرانی بازتابی از دیرینگی و استحکام اندیشه ها و باورهای کهن است که بخشی از آنها در اسطوره های هر قومی جریان دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;ب- اسطوره Mythe))&lt;BR&gt;    با توجه به موضوع پژوهش قصد تعریف لغوی اسطوره یااختلافات موجود در تفکیک مفهوم اسطوره از افسانه و یاریشه دینی یاغیر دینی آن نداریم.بلکه هدف به طور دقیق مشخص کردن حیطه پژوهش برای ارائه هویت اساطیری زن ایرانی است که این هویت در چه اساطیری ردیابی می شوند و مهمترین شاخص های آن کدامند؟&lt;BR&gt;اساطیر ایرانی یا ملهم از اساطیر سایر ملل بوده، یا بر باورهای دیگران اثر گذارده است.با ظهور اشو زردشت نظام اساطیری ایران نظم ویژه ای پیدا کرد که آن را از چند خدایی (Polytheism)به سوی یگانه پرستی(Monotheism)سوق داد.در این سیر ایزدان و ایزدبانوان کهن در قالب های نوینی مطرح شدند و در نظام جدیدی از اقتدار واهمیت رده بندی شدند.اهوره مزذا به عنوان خدای یگانه و خالق هر آنچه خوب است،سایه خود را بر سر سایر ایزدان کهن گستراند و سایرین با توجه به اهمیت شان در رده بندی های بعدی قرار گرفتند.او مهمترین و بزرگترین خدای ایرانی است که حداقل در دوره هخامنشی از اهمیت بسزایی برخوردار است که &quot; شاید بتوان نام این خدای ایرانی را به خدای خرد ترجمه کرد&quot;(لوکوک،164:1382).&lt;BR&gt;در رده دوم امشاسپندان (نامیرایان فزونی بخش )قرار دارند که به ترتیب اهمیت عبارتند از:بهمن ،اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد. این شش امشاسپند،تجلی عینی صفات اهورایی و بخش مهم اندیشه های انتزاعی زردشت پیرامون مفهوم آفریدگار است.مری بویس معتقد است:&quot; آموزه شش نامیرای فزونی بخش ، بنیان تعالیم زرتشت &quot; را تشکیل می دهد(بویس،47:1381).&lt;BR&gt;رده سوم ایزدان و ایزدبانوان کهنی را شامل می شود که برخی از آنها در وداها نیز ستایش شده اند،بنابراین مربوط به دوره ایست که هنوز هندو آریایی ها مهاجرت تاریخ ساز خود را آغاز نکرده بودند،مانند مهر( میترای ودایی)، یا تحت تاثیر خدایان بین النهرینی خلق شده اند مانندآناهیتا که ازایشتر ایزد بانوی سومری تاثیرات فراوانی گرفته است(پورداود،ج1،163:1377و بهار،98:1381).&lt;BR&gt;در رده بندی های بعدی ایزدان و انسان – خدایان و شخصیت های نیمه تاریخی و نیمه اسطوره ای قرار دارند.که ما برای تمرکز بیشتر و برای دستیابی به نتیجه بهتر بیشتر به سه رده اول و بیش از همه به چهره های زنانه در این اساطیر پرداخته ایم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شخصیت های اساطیری زنانه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از دسته امشاسپندان،سپندارمذ،خرداد و امرداد دارای هویت هایی زنانه هستند. علاوه بر مونث بودن نام این شخصیت ها نقش و وظایف آنها نیز کاملا&quot; زنانه تعریف شده است. نکته جالب در مورد این سه تن موقعیت آنها در گروتمان (1)است در حالیکه امشاسپندان با هویت مردانه در سمت راست اهوره مزدا قرار دارند آنهاسمت چپ مجلس آسمانی را اشغال کرده اند(هینلز،71:1377).به عبارتی مفهوم جنس دوم بودن حتی در بین امشاسپندان نیز رعایت شده است. از بین این سه امشاسپند، سپندارمذ مقام بالایی را اشغال کرده است .او ایزدبانوی زمین (آموزگار،16:1380)و&quot;مظهر فرمانبرداری مومنانه،هماهنگی مذهبی و پرستش است&quot;(هینلز،74:1377).او گاه دختر اهوره مزدا و گاه همسر او معرفی شده است.او حامی زنان عفیف و شوهر دوست محسوب می شود( بیانی ،16:1379).اما اهمیت او در ویژگی ها و خصوصیات خاصی است که ما را به یاد ویژگی های بنیانی هویت زن ایرانی می اندازد.&quot; همانگونه که زمین همه بارهارا تحمل می کند،او نیز مظهری از تحمل وبردباری است&quot;(آموزگار،17:1380).در یشتهااو مظهر تواضع اهوره مزداست(پورداود،ج1،94:1377).خیره سری وناخشنودی دیوهای مقابل اوهستند.در واقع ویژگی های مثبت برای یک زن در این امشاسپند به صورت فرمانبرداری و اطاعت محض و تحمل مشکلات تجسم پیدا کرده است . در این تحمل کردن مرزی تعریف نشده و هر ناخشنودی و عدم رضایت به نوعی عملی اهریمنی فرض شده و به دیو ها منسوب گشته است. به این ترتیب زنی که توان تحمل هر نوع سختی ومشکلی را نداشته باشد به نوعی شخصیت نامطلوبی دارد.این مساله در فرهنگ عامه ایرانی بسیار نمود پیدا می کند.همیشه زنان به سکوت و تحمل مشکلات تشویق می شوند.سازگاری یکی از ویژگی های ایده آل زنان در طرح نظر سنجی ملی مطرح شده است اما کسی این صفت را برای مردان ضروری ندانسته است(رفعت جاه،در پایگاه اطلاع رسانی انسانشناسی و فرهنگ).&lt;BR&gt;در کناراین امشاسپندامردادوخرداد قرار دارند.اهمیت این دو نسبت به چهارامشاسپند دیگر فوق العاده کم است.امرداد همانگونه که از نامش مشهود است مظهر بیمرگی وتجلی رستگاری و جاودانگی است(آموزگار،17:1380)خرداد نیز مظهر نجات برای افراد بشر محسوب می شود(همان).این دو امشاسپند در متنها معمولا&quot;درکنارهم ذکر میشوندو بیش از همه نمادرویش و زندگی هستند.&quot;درعالم مادی پرستاری آب با خرداد و گیاه باامرداد است(پورداود،ج95:1377،1).&lt;BR&gt;ارتباط ایزدبانوان با آب به عنوان مظهر باروری و توالد در کنارگیاه که نماد بر آمدن از خاک و زنده شدن است در این بخش از اساطیر مورد توجه قرار گرفته است.این نقش ها در سایر ایزدبانوان ایرانی نیز تجلی یپدا می کند که برای تبین کامل موضوع سعی می شود در  بخشهای بعدی به تحلیل این نقش ها بپردازیم.&lt;BR&gt;آناهیتا یکی از الهه های کهن ایرانی است که در راس ایزدبانوان ایرانی قرار می گیرد.اودر دوره های مختلف تاریخی مورد توجه قدرتمداران بوده است&quot;تیرداد اول در یک معبد ناهید، تاجگذاری کرد.&quot;&quot;در استخر اجداد و خاندان ساسانی نگهبان معبد ناهید بودند که در آنجا آتوراناهیت بر افروخته بود و به قول بعض دانشمندان آتش پرستی مخصوصا&quot; وابسته به این ربة النوع بوده است&quot;(گیرشمن،320:1374).او آنچنان قدرتمند بود که توانست اپام نپات ایزد موکل آبها را باحضور خود کم رنگ کند و تقریبا&quot;دراساطیر ایرانی جای او را اشغال کند(آموزگار،21:1380)در اوستا(یشت ها)توصیف کاملی از خصوصیات و ویژگی های او ذکر شده است(2). او زن جوان خوش اندام بلند بالا،زیباچهره با بازوان سپیدو اندامی برازنده ،کمربند بر میان بسته، به جواهرات آراسته با طوقی زرین&quot; توصیف شده است.در کنار این ویژگی آناهیتازهدان زنان را برای زایش آماده می کندو نطقه مردان را می پالاید(همان،22).&lt;BR&gt;این توصیفات نیز بخشی از هویت زن ایرانی را آشکار می کند:زیبایی ظاهری و اهمیت به تجملات.در طرح نظر سنجی فقط نیم درصد از پاسخگویان زیبایی را ملاک یک ازدواج موفق ذکر کرده انداین درحالی است که واقعیت اجتماعی،خارج ازآرمانگرایی کاغذی بیانگر تمایل و گرایش جامعه به داشتن چنین رویکردی نسبت به مقوله زنان است.توصیفاتی چون&quot; چشم وابرو مشکی&quot;،&quot;نیم پر گوشت &quot;و &quot;خال گونه&quot; که بیانگر زیباشناسی دوره قاجاری است و امروزه به &quot;موطلایی&quot;،&quot;چشم آبی&quot;،&quot;بلوند&quot;،&quot;مانکن و لاغر&quot;،تغیر یافته است،توصیفاتی است که مداوما&quot; پیرامون زن ایرانی موج می خورد و او را در خود استحاله می کند.در افسانه های ایرانی نیز این شخصیت زیبا برای زنان افسانه ها مدام تکرار می شود:&quot;پادشاهی بود که یک دختر داشت مثل پنجه آفتاب،پسرپادشاه عاشق دختری شد که از زیبایی در همه دنیا لنگه نداشت و...&quot; اما در مورد شخصیت های مردانه صفت هایی چون خردمندی،زیرکی،زور بازو و...به عنوان شاخصه های برجسته مورد توجه قرار می گیرند(سجادپور،63:1379).چنین رویکردی دقیقا در اساطیر ایرانی نیز موردتاکید قرار گرفته است علاوه بر آناهیتا،ایزد بانوی اشی،ودین نیز با چهر هایی زیبا توصیف می شوند. در هادخت نسک در توصیف ایزد بانوی دئنا(دین)آمده&quot;وی به پیکر زیبا ،درخشان با بازوان سفید،نیرومند،خوشرو ،راست بالا، با سینه های برآمده،نیکوتن ،آزاده،شریف نژاد، به نظر پانزده ساله(3) کالبدش به اندازه جمیع زیباترین مخلوقات زیبا&quot;(پورداود،ج دوم168:1377).تقریبا توصیفات مشابهی در مورد اشی در یشت ها آمده است.در توصیف این ایزد بانوان و امشاسپندان زن کمتر به قدرت بدنی یا خردمندی آنها اشاره شده است. نبودن توصیف پیرامون قدرت بدنی قابل درک است،اما عدم تاکید بر خرد هرچند به معنی بیخردی زنان اساطیری نیست اما بیانگر اهمیت کم این عنصر در هویت این زنان است.در اساطیر ایرانی بهمن (وهومنه)نماد خرد واندیشه مقدس محسوب می شود که طبیعتا&quot; دارای هویتی مردانه است.این دیدگاه در سطح عمومی نیز قابل مشاهده است.حتی برخی خردمندی را صفتی مردانه تلقی کرده و با اصطلاحاتی چون &quot;ریش سفیدی کردن&quot;دخالت زنان در امور مهم را منع می کنند. اساسا&quot; تعقل گرایی در جامعه ایرانی صفتی مردانه محسوب می شودو زنان به صفت هایی چون&quot; ناقص العقل&quot; بودن متهم می شوند. هرچند دراساطیر ایرانی هرگز زن بی خرد فرض نشده اماکمرنگ بودن نقش انها در این ویژگی راه را برای ایجاد چنین تصوراتی هموار کرده است.&lt;BR&gt;ویژگی دیگری که در اساطیر ایرانی برای زنان متصور شده اند،خدعه گری و فریبکاری است. این صفت که در واقع بخش دیگری از هویت زن ایرانی در راستای آن تعریف می شود،هم به عناصر اهورایی وهم عناصر اهریمنی منسوب شده است.در تاریخ اساطیری ایران زمانی که افراسیاب تورانی آب را بر ایرانیان بسته بود، سپندارمذ به صورت زنی زیبا و با جامه ای باشکوه به خانه منوچهر که در تصرف افراسیاب بود،قدم گذاشت. افراسیاب به او دل باخت و سپندارمذ شرط وصال را بازگرداندن آب به ایران ذکر کرد.افراسیاب،شرط به جاآورد اما سپندارمذ به زمین فرو رفت( آموزگار،56:1380).&lt;BR&gt;در چهره منفی نیز زنان نقش اغواگری را بیش از همه بر عهده دارند.واژه&quot;پری&quot; نماد زیبایی و اغواگری زنانه است.&quot; در پهلوی پریگ،پری شریر یا جادوگر است .پریان در جستجوی این هستند که به خصوص مومنان را با زیبایی خود بفریبندو ایمان آنان را از میان ببرند&quot;(کریستن سن،347:1377).&lt;BR&gt;صفت مذکور نیز بخشی از هویت زن ایرانی را می سازد و اصطلاح &quot;مکر زنانه&quot;در فرهنگ عامه برای آن به کاربرده می شود. البته وجود چنین صفتی برای زنان ایرانی قابل تصور است.اگر نگاه کوتاهی به تاریخ سیاسی ایران داشته باشیم همیشه این مردان بوده اند که حوزه های اقتدار را در اختیار داشته اند تعداد زنانی که در بر اریکه قدرت نشسته اند، بسیار ناچیز است و بعضا&quot; به علت نابسامانی های سیاسی این زنان صاحب قدرت گردیده اند.در سطح عوام نیز قدرت زنانه منحصر به حوزه خانگی است هر چند که در این بخش نیز مردان نقش مدیریتی خود را با اقتدار کامل ایفا می کنند.طبیعی است که در چنین شرایطی باید دست به خدعه و نیرنگ زد و یا متوسل به عناصر متافیزکی برای پیشبرد اهداف خود شد . بی دلیل نیست که خرافه پرستی و تمایل به جادگری و تفال در بین زنان ایرانی رایج تر از مردان است.مثلا&quot; در فرهنگ عامه سعی می شود راه های تسلط بر مرد و خانواده اش از همان لحظات آغازین زندگی مشترک گزینش شود&quot; در هنگام عقد یکنفر بالای سر عروس با نخ هفت رنگ زبان مادر شوهر و خواهر شوهر را می دوزد&quot;(هدایت،29:1342).&lt;BR&gt;در تاریخ ایران کم نبوده اند ملکه ها و کنیزکانی که با خدعه و نیرنگ به در مسیر تاریخ تغیراتی بزرگی ایجاد کرده اند(4).در چهره منفی این خدعه گری با عنصر شر در می آمیزد. جهی که نماد همه پلیدی های زنانه و دختراهریمن است&quot;عامل اصلی تحریک اهریمن برای یورش بردن به نیرو های اهورایی است که این چنین اهریمن را از گیجی سه هزار ساله(5) بر می خیزاند: جهی تبهکار... گفت که برخیز پدر ما، زیرامن در ...کارزار چندان درد بر مرد پرهیزکار و گاو اهلم که به سبب کردار من،زندگی نباید،فره ایشان بدزدم،آب را بیازارم،آتش را بیازارم، گیاه را بیازارم ،همه آفرینش هرمزد را بیازارم&quot;(بندهش ،51:1380).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جمع بندی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بی شک خالقان اساطیر ایرانی ، زنان نبوده اند. شایداین جمله فریزر در ست باشد که می گوید&quot; مردان خدایان را می سازند و زنان آنها را می پرستند&quot;(441:1384)بنابراین می توانیم تصور کنیم ، تصورات اسطوره ای از ایزد بانوان نیز مخلوق رویکردی مردانه به زنان است نه موقعیت واقعی زن در چیدمان اجتماعی در یک دوره ویژه. البته شاید این گفته فریزر نیز درست باشد که می گوید&quot;اگر زن ها خدایی می ساختند، محتمل تر آن بود که به آن خصوصیات مردانه بدهند تا زنانه&quot;(همان). همچنان که امروزه نیز میزان خود باوری و اعتمادبه نفس زنان به نسبت مردان در سطح بسیار پایین تری قرار دارد.ولی به هر حال مردان خالقان اسطوره اند و ائدیولوژی های آنها حاکم بر این نظام فکری است. همانطور که در بخش هویت اشاره شد، فرایند هویت یابی مدیون تصورات و باورداشت های قالبی است که به کنشگران اجتماعی تحمیل می شود و آنان را مجبور به کنش در قالب های از پیش تعیین شده می کند. طبیعی است که امروزه سهم زنان از تولید علم بسیار اندک باشد،جامعه چنین چشمداشتی از وی ندارد.او باید زنی زیبا و آراسته،کدبانویی مطیع و صبور و همسری مهربان وفداکار بدون هیچ چشمداشت مادی باشد تا او را به عنوان یک زن خوب بشناسند . اعتراض به وضعیت موجود یا بازخواست از مردان موجب از بین رفتن صورت مثبت زن و زایل شدن مقام معشوقه ای اوست. البته باید بین فرهنگ آرمانی و فرهنگ واقعی تفاوت قائل شد.در فرهنگ آرمانی زن با صفات متعالی و برجسته ارزیابی می شود اما عملا و در فرهنگ واقعی زن از جایگاه بالایی برخوردار نیست و همیشه انگشت اتهام به سوی او نشانه می رود. حتی وقتی صحبت از حضور زنان در بازار کار و سهم آنان در این عرصه می شود، سریعا&quot; مشاغل زنانه و مردانه از یکدیگر تفکیک می شوند. بیشترین سهم مشارکت زنان در بخش های دولتی به ترتیب مربوط به وزارتخانه های آموزش و پرورش (7/69درصد) و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (43/14 درصد) است که بیانگر تمرکز زنان در دو شغل آموزگاری و پرستاری است که در واقع ادامه همان مشاغل زنانه خانگی محسوب می شوند. این در حالی است که سهم مشارکت زنان در سایر وزارتخانه ها بین 02/0 ( وزارت امور خارجه) تا 9/4 درصد ( وزارت امور اقتصادی  و دارایی) می باشد( سالنامه آماری :1384).&lt;BR&gt;تعلیم و پرستاری از کودکان دو وظیفه کهن در اساطیر ایرانی است، مخصوصا&quot; در بخش تاریخ اساطیری ایران، وظیفه پرورش و مراقبت از فرزند به مادر سپرده می شود.&lt;BR&gt;در پژوهش فوق  کمتر به چهر های اساطیری منفی پرداختیه شد، چرا که از لابلای همان چهره های مثبت نیز می توان پازل هویتی زن ایرانی را ترسیم کرد.شاید کوتاه سخن آن باشد که زنان &quot;بلاگردانان&quot;اشتباهات ، خطا ها و نادانی های بشرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;یادداشت ها : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-    بهشت یا جایگاه آسمانی اهوره مزدا و امشاسپندان&lt;BR&gt;2-    برای اطلاع بیشتر به آبان یشت مراجعه کنید.&lt;BR&gt;3-    سن آرمانی در دین زرتشتی هم زنان و هم مردان&lt;BR&gt;4-    برای نمونه ملکه پروشات،همسر داریوش دوم ساسانی نفوذ بسیار ی بر همسر و پسرانش داشت و بارها در سیاست های داخلی ایران دخالت کرد.برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به ایران از آغاز تا اسلام، رومن گیرشمن.&lt;BR&gt;5-    - اهریمن با دیدن جهان روشنایی که متعلق به اهورا مزدا بود قصد حمله  به آن را کرد اما اهوره مزدا او را با دعایی بیهوش کرد واین بیهوشی سه هزار سال به طول  انجامید..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منابع&lt;BR&gt;1-آموزگار، ژاله(1380)تاریخ اساطیری ایران،چ سوم، تهران: سمت؛&lt;BR&gt;2-اعزازی، شهلا(1376) جامعه شناسی خانواده،تهران نشر روشنگران و مطالعات زنان؛&lt;BR&gt;3- برتون، رولان(1380)قوم شناسی سیاسی ، ترجمه ناصر فکوهی ، تهران ، نشر نی ؛&lt;BR&gt;4- بویس،مری (1381)زردشتیان ، باورها و آداب دینی آنها، ترجمه عسگر بهرامی ، تهران:ققنوس؛&lt;BR&gt;5- بهار، مهرداد(1373)پژوهشی در اساطیر ایران، تهران : نشر آگه؛&lt;BR&gt;6- &quot;&quot;   &quot;‌‌ &quot;    (1381) از اسطوره تا تاریخ،چ سوم، تهران،چشمه؛&lt;BR&gt;7-بیانی ، شیرین(1379)نقش زن در ایران باستان، تهران،انجمن زنان پژوهشگر تاریخ؛&lt;BR&gt;8- پور داود،ابراهیم(1377) یشت ها،ج اول و دوم ، تهران:اساطیر؛&lt;BR&gt;9- رفعت جاه، مریم(1386) تفکیک های اجتماعی جنسیت  در اندیشه ایرانیان در سایت انسانشناسی و فرهنگ؛&lt;BR&gt;10- سالنامه آمار ی(1384)، تهران ، مرکز آمار ایران؛&lt;BR&gt;11-سجادپور، فرزانه و ابراهیم جمالی(1386)نگرش های قالبی به زنان فراروی توسعه، ارائه شده برای همایش زن و سند چشم انداز بیست ساله ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه؛&lt;BR&gt;12- سجادپور ،فرزانه(1379)فسون فسانه،تهران: سپیده سحر؛&lt;BR&gt;13- فکوهی ،ناصر(1358) پاره های انسانشناسی ، تهران : نی ؛&lt;BR&gt;14- فرنبغ دادگی (1380) بندهش ، گزارش مهرادا بهار ،چ 2 تهران : توس؛&lt;BR&gt;15- فریزر،جیمزجرج(1384) شاخه زرین، ترجمه کاظم فیروزمند،چ 2 تهران: آگه؛&lt;BR&gt;16- کریستین سن،آرتور(1377) نمونه های نخستین انسان و نخستین شهریار،ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی ، تهران: چشمه؛&lt;BR&gt;17- گیر شمن، رومن(1374) ایران از آغاز تا اسلام،ترجمه محمد معین ، چ دهم،تهران : علمی و فرهنگی ؛&lt;BR&gt;18-گیدنز ،آنتونی (1385) جامعه شناسی ،ترجمه منوچهر صبوری ،چ شانزدهم تهران: نی ؛&lt;BR&gt;19-لوکوک، پی یر(1382) کتیبه های هخامنشی ، ترجمه نازیلا خلخالی ، تهران: فروزان؛&lt;BR&gt;20- هدایت، صادق(1342)نیرنگستان،چ سوم، تهران : امیر کبیر؛&lt;BR&gt;21- هینلز، جان(1377)شناخت اساطیر ایران،ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی چ پنجم، تهران: چشمه ونی ؛&lt;BR&gt;22- وثوقی ،منصور و عل یاکب نیک خلق(1374)مبانی جامعه شناسی ، چ نهم،تهران : خردمند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(این مقاله ابتدا در همایش ملی مدیریت زنان و توسعه فرهنگی و اجتماعی ارائه شده است. )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Jun 2009 13:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangetalesh&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>farhangetalesh</dc:creator>
<guid>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موسیقی</title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;موسيقي تالش&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;‌انعكاسي از طبيعت مادي تالش است و پيوندي نزديك با واقعيات و حركات زندگي روزمره دارد. موسيقي همراه كننده تمام كارهاي مزرعه بوده است. از شخم زدن تا جمع كردن محصول. موسيقي تالش انواع مختلف دارد كه با بررسي نوارهاي موسيقي و ترانه هايي  که در مناسبتهاي مختلف خوانده مي شده بدان رسيده ایم و مي‌توان به موارد زير اشاره نمود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;-ترانه‌ها و تصنيف‌هاي قهرماني يا حماسي كه جنبه قهرماني وجنگي دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;-ترانه‌ها و تصنيف‌هاي مخصوص كشت و كار، از اين نمونه‌ها مي‌توان به ترانه‌هاي شاليزار اشاره نمود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;-ترانه و تصنيف‌هايي كه در تشريفات مختلف مانند عروسي، تولد، و... بكار مي‌روند و يا شبيه نوروز خواني بصورت دسته جمعي اجرا مي‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;-ترانه‌ها و تصنيفهاي عشقي، كه نمونه معروف آن ترانه‌اي بنام «دختر عمو جان بيا» است. كه در اين -ترانه پسر عمو از دختر عمو مي‌خواهد تا همراه اودر بازاراي بنام گسكر حضور یابد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;-ترانه‌ها و تصنيفهاي توصيفي كه تالشها براي تمجيد از طبيعت يا پديده‌هاي اطراف خود بكار مي‌برند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;-آهنگهاي كودكانه تالشي كه امروزه بيشتر آنها درحال نابود شدن است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;-لالايي‌ها كه عمدتاً توسط زنان و دختران خوانده مي‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;-ترانه‌ها و توصيفهاي قحطي، زلزله و بلاهاي آسماني.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;هرچند بیان موسیقی تالش حکایت از دیرینگی دارد، لیکن تاکنون تاریخچه روشن و مشخصی برای آن قید نشده است. فرم، جمله بندی و بطور کلی ساختار ملودیک این موسیقی قومی، مبین قدمت و اصالت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; آنچه امروزه به نام موسیقی تالش از آن یاد می شود، به سه بخش کلی تقسیم می گردد، که عبارتند از: 1-دستون ها 2-ترانه ها 3-هواها(پرده ها   parda)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;1-دستونها: معنی لغوی دستون، دستان پترسی است که در فرهنگ نغمه، افسانه و آواز معنا شدهاست. دستون ها بخش مهم و معرف جنبه عام موسیقی تالش هستند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;آواز تالش(دستون) مبتنی بر فرم دو بیتی است. دستون ها در هر نقطه ای از دیار تالش، دارای رنگ و حسن ویژه ای هستند و از نقطه ای به نقطه دیگر فاصله محسوسی میان آنها احساس می شود. مثلاً دستون شاندرمن و ماسال با دستون تالشدولا و تالشدولایی، اسالمی و کرگانرودی متفاوت است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;2-ترانه ها: باوجود آنکه ترانه های تالشی در تنوعی چشمگیر (از نظر کیفی) در سرتاسر منطقه تالش وجود دارند، لیکن تعداد انها که تا کنون شناخته شده اند محدود می باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; این ترانه ها از نظر لحن و مضمون در گروه هایی از جمله، حماسی، رزمی، کار، عارفانه و ... جای می گیرند. به عنوان مثال ترانه های لدوبه، گیرون گره، محمود به گروه حماسی تعلق دارند. هیار هیار، مبارک با، آمان آمان به گروه بزمی و امانه لیلی، کوکوبخونه و کاربشیمون نه نه به گروه ترانه هایی تعلق دارند که زنان در مزارع می خوانند و بالاخره به وسیله دراویش ، در اعیاد و مراسم مذهبی و اغلب به شکل گروهی اجرا می شوند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;3-هوا(پرده): گسترده ترین بخش موسیقی تالش، نغمات بدون کلام یا هواها و پرده ها هستند. این بخش از موسیقی تالش نیز برحسب مضمون به گروه های مختلفی چون وصفی، رزمی، بزمی و ... تقسیم می شوند. سازی که این بخش از نغمه های تالش را اجرا می کند، نی(lala) است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;در منطقه تالش بیش از یک درصد هوای مختلف شنیده می شود. عناوین برخی از آنها به این شرح است: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;ریه، پرده، شتره زنگ، پاییزه هوا، ورزا جنگ، دوشه هوا، کیجه پرده و ... . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;شرح کلی ریتم و ملودی در موسیقی تالش: &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;اساس و ساختار موسیقی این منطقه بر مبنای آوازهایی است که دستون نامیده می شوند. ویژگی های ملودیک این آوازها عبارتند از: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;1-با دو بخش فراز و فرود که معمولاً در اجراها، روند حرکت ملودی از فراز به فرود است، مشخص می گردند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;2-آوازها از نظر مایگی بیشتر در شور قرار گرفته اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;3-در متن آوازها، تحریرهای متنوعی به کار رفته که در مقایسه با تحریرهای اوازی در موسیقی ردیف و به ویژه در قیاس با شیوه اوازخوانی در عهد قاجار، قابل تأمل هستند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;4-در بسیاری از ترانه ها که بر اساس گام شور ساخته شده اند، شروع از نت پایه (تونیک) نمی باشد، بلکه در بسیاری از اجراها اغاز ملودی از درجه هفتم به درجه هشتم گام موردنظر صورت می گیرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;ار نظر ریتم نکته ای که در ضرباهنگ ها ایجاد نماید، مشاهده نمی گردد. به عبارتی موسیقی تالش را می توان تا حدودی موسیقی ملودیک فرض نمود. هرچند که برخی گونه های موسیقی عرفانی و مذهبی از طریق صوفیان ترک نژاد و هنرمندان کُردِ مهاجر به این منطقه آورده شده و در مواردی تأثیر موسیقی به ویژه گیلان بیه پس در بخشی از نغمات سازی الله (نی چوپان تالش) و سرنا ملاحظه می شود؛ لیکن در مجموع موسیقی قوم تالش دارای ساختار و درونمایه مشخص و با هویتی است که آن را از موسیقی سایر مناطق همجوار خود مجزا می سازد. از جمله این ویژگی ها می توان به موسیقی و نغمات روایتی اشاره نمود، مانند تصنیف لدوبه. این تصتیف حالتی رزمی دارد و داستانی به این شرح روایت می کند. در زمان قدیم دو برادر به نام لدو و محمود، خواهری داشتند که در هنر، شجاعت و زیبایی شهره زمان بود. لدو و محمود نیز در جوانمردی و پهلوانی همتا نداشتند. روزی این دو برادذر بیرون از خانه بودند. گروهی راهزن از مناطق مجاور به ییلاقات تالش هجوم می برند و خواهر آنان را در منزل حبس می کنند و تمام اسباب زندگی آنان را به غارت می برند، خواهر با نی هفت بند آهنگی که امروزه به لدوبه شهرت یافته، می نوازد لدو و محمد از دور صدای نی خواهرشان را می شنوند و متوجه میشوند که باید اتفاقی افتاده باشد. باشتاب خود را به خانه می رسانند و خواهر را آزاد می سازند. پس از آن دزدان را دستگیر می کنند و اموال خود را از انان پس می گیرند. اسطوره محمود در منطقه تالش علاوه بر قهرمان حماسی در یک حکایت قومی، نمادی از یک شخصیت ملی نیز به شمار می آید. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;سازهای متداول&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;سازهای رایج در منطقه تالش شامل lala یا نی، دپ یا دیاره یا دف، لبک (نی لبک)، و زرنا (سورنا) می باشد. در گذشته تنبوره (تنبور) نیز رایج بوده است. اما در حال حاضر در هیچ نقطه ای از تالش این ساز دیده نمی شود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;&lt;B&gt;خِلِه &lt;/B&gt;&lt;B&gt;(khle)&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;&quot;خله&quot; در واقع یک سنت موسیقیایی تالشان خلیفَ آباد است که نماینده ارتباط عاطفی مخاطب با اجراکننده آواز است. زیبایی شعر یا &quot;دستون&quot; (و بیتی های سروده شده با زبان تالشی) و اجرای استادانه خواننده، نقش بسزایی در بروز این سنت دارد. اجرای &quot;خله&quot; با شکل سنتی و اصیل آن تأثیر بسزایی در شورانگیزی هرچه بیشتر آواز و موقعیت اجرایی خواننده دارد، به گونه ای که انگار بخشی از آواز است اما توسط شنونده ارائه می شود. آن کسی که خله می کند در واقع به خواننده می گوید: از مسائل اطراف دل کنده و با تو و آواز تأثیر گذار تو سفر می کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;FONT color=#330099&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;FONT color=#330099&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Jun 2009 11:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangetalesh&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>farhangetalesh</dc:creator>
<guid>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ازدواج</title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;همسرگزينى در جامعه عشايرى تالش&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همسرگزينى در جامعه عشايرى تالش، به دو صورت عادى و غير عادى انجام مى‏يابد. ازدواج عادى آن است كه اولاً خانواده دختر به خواستگارانى كه از سوى خانواده پسر روانه مى‏شوند، پاسخ مساعد داده و يا با در ميان نهادن شرايطى به خانواده پسر اجازه مى‏دهند كه رسما مراسم «صورت ويگرى» (صورت گرفتن عقد و قرار ازدواج) را برگزار نمايد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;ثانيا خانواده پسر ـ در اين مرحله خود پسر ـ آمادگى پذيرش شرط يا شرايط پيشنهادى خانواده دختر را داشته باشد، مانند پرداخت پول نقد يا خريد ويژه براى عروس.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ثالثا در نيمه راه اين پيوند و خويشى كه معمولاً چند ماهى طول مى‏كشد تا به سرانجام و قطعيت برسد، ميان دو خانواده مزبور و يا ميان پسر و دختر، اختلاف شديدى بروز نيابد. در چنين صورتى، در زمان تعيين شده، طى مراسم پرشورى كه از يك تا سه روز ادامه مى‏يابد، دختر را پس از عقد در خانه پدر، سوار بر اسب، به همراه گروه نوازندگان محلى به خانه شوهر مى‏برند. اما شكل غير عادى از آنجا آغاز مى‏شود كه در موارد يادشده، توافق و توفيق لازم به دست نيايد، اما پسر همچنان خواهان همسرى با دختر برگزيده خود باشد، كه اغلب با كمك و موافقت خانواده خود و يا بى‏اطلاع آنها، عده‏اى از دوستان مورد اعتماد خود را بسيج كرده و در فرصتى مناسب دختر موردنظر را مى‏ربايد و او را به خانه يكى از معتمدين بانفوذ و يا به خانه دفتردار عقد و ازدواج منطقه مى‏برد و پس از انجام تشريفات لازم، او را به عقد خود درمى‏آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ربودن دختر توسط پسر كه يكى از راههاى بسيار رايج زناشويى در ديار تالش (دنباله رشته كوههاى البرز كه از كناره غربى سفيدرود آغاز مى‏شود و تا آستارا، به طول 300 كيلومتر امتداد دارد، موسوم به «كوههاى تالش» است. مردمى كه در سراسر اين رشته كوه و بخشى از دامنه‏هاى جلگه‏اى آن ـ حد فاصل بين كوه و درياى خزر ـ زندگى مى‏كنند، به نام «تالش» يا «تالشان» شناخته شده‏اند) بوده و هنوز هم منسوخ نشده است، به دلايلى غير از آنچه كه ذكر شد نيز ممكن است اين امر اتفاق بيفتد. مثلاً هنگامى كه دختر مورد علاقه يك پسر در آستانه ازدواج با شخص ديگرى قرار مى‏گيرد و مساعى معمول در برهم زدن آن ازدواج كارگر نمى‏افتد، در آن صورت چه دختر به پسر علاقه‏مند باشد و چه نباشد، تا زمانى كه خطبه عقد با شخص رقيب خوانده نشده، پسر اقدام به ربودن دختر مزبور مى‏نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در گذشته دختر ربايى يكى از منابع بى‏دردسر كلاشى و قيد و بندگذارى خانمها و بيگها و كدخدايان بوده است. از اين روى، آنان به طور غير مستقيم، اين رسم را تقويت و &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ترويج مى‏نمودند. و اغلب با استفاده از عوامل مختلفى، زمينه ازدواجهاى عادى را بر هم مى‏زدند و بر عكس ربودن و يا به اصطلاح «ويرى جانسته» (گريزاندن) را مورد حمايت قرار مى‏دادند. زيرا هر دخترى كه ربوده مى‏شد، گره كارهاى بعدى به دست اشخاص مزبور مى‏افتاد و آنها با گرفتن رشوه و در موارد پيچيده، با نهادن قيد و بندهاى سنگين، كسب امتيازهاى مالى بر گردن خانواده پسر، رضايت خانواده دختر را جلب مى‏نمودند. اما با وجود همه اين احوال، كسى به ياد ندارد كه در ديار تالش رسمى به عنوان «حق شب اول» براى سردمداران قوم وجود داشته باشد، بدان گونه كه در برخى از نقاط ايران معمول بود اما گرفتن اجبارى دختر از برخى خانواده‏ها به بهانه كنيزى و يا صيغه كوتاه‏مدت براى خانمها، تا حدودى مرسوم بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوع همسرگزينى در تالش، عموما «برون همسرى» است اما در برخورد با دايره‏هاى تو در توى اجتماعى، با شدت و ضعفهايى درون‏گراست. شدت اين درون‏گرايى، در دايره فاميلى عادى و سپس در دواير طايفه و تيره و ايل و برون ايلى به ترتيب با درجاتى فزاينده، به حداكثر و حتى به تحريم در همسر دادن مى‏انجامد. علت و انگيزه‏هاى اين درون‏گرايى مى‏تواند گوناگون باشد. به طور مثال: زن دادن و اغلب زن گرفتن، هدف گسترانيدن ريشه‏هاى فاميلى و پيوندهاى خونى را دنبال مى‏كند، لذا وقتى خانواده‏اى دخترى را شوهر مى‏دهد، در وهله نخست مسأله اصلى برايش اين است كه در فاصله اجتماعى مطلوبى، به مدار سلاله &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خود، عضو تازه‏اى وارد نمايد و به اين ترتيب شعاع آن مدار را گسترده‏تر نمايد و از مزاياى آن بهره‏مند گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;يك دختر از خانواده فقير هر چه كه از خانواده پدر و محل سكونت خود دورتر برده شود در بهره‏مندى از حقوق خود بعنوان زن در خانواده جديد، پشتوانه و تضمين كمترى خواهد داشت. از اين رو، اگر دخترى در رابطه با حقوق و امنيت خود اطمينان خاطر بيشترى داشته باشد، مى‏تواند به سرعت بر احساسات و رنجهاى عاطفى خود مسلط شود. بدين لحاظ ادبيات عاميانه مردم تالش سرشار است از اشعار، مثلها و قصه‏هاى سوزناكى كه از مسأله ازدواج دختر در شعاع جغرافيايى دورتر مايه مى‏گيرند. مانند نمونه زير:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گنجشك كوه سياه بودم گرفتند مرا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از راه رشت و لاهيجان بردند مرا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خبرم را ببريد براى مادر نازنينم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;(و بگوييد) كفنم را بدوزد كه كشتند مرا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حقوق اجتماعى و خانوادگى زن تالشى اگرچه در نهايت تابع قوانين كشورى است، اما در ميان جامعه سنتى تالش ـ بويژه در ميان كوه‏نشينان ـ در چارچوب گسترده خاصى جاى دارد كه فرهنگ و سنتهاى بسيار كهن آن را ايجاب نموده است. در اينجا حقوق و قانون روابط اجتماعى و خانوادگى زن الهام گرفته از نقش زن در عرصه توليد است و هر گونه تفاوت حقوقى ميان زن و مرد نيز اغلب از همين جا آغاز مى‏شود. عمده‏ترين شكل اين تفاوت، سيادت مرد در امور اجتماعى و مديريت خانواده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در بخش سنتى جامعه تالش، هر يك از اعضاء خانواده ضمن يك تقسيم كار طبيعى، بر حسب سن و جنس، عهده‏دار وظايفى است كه خود را موظف به انجام آن مى‏داند. در جريان اين انجام وظيفه، اهميت نقش هر يك از اعضا نمايان شده و بدين ترتيب جايگاه افراد در سلسله مراتب خانوادگى مشخص مى‏شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در چارچوب روابط ذكر شده، مديريت خانواده را غالبا پدر بر عهده دارد و مادر در جايگاه دوم، يار، مشاور و جانشين او محسوب مى‏شود و در اين راستا وابستگى مادى و عاطفى زن و مرد تحقق مى‏پذيرد و حضور &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فرزندان نيز به اين پيوستگى ژرفاى بيشترى مى‏دهد و فرزندان نيز پيوسته، حتى در شرايطى كه خود پدر يا مادر داراى فرزندانى مى‏شوند، به قيموميت و مديريت پدر و مادر گردن مى‏نهند. در نتيجه چنين روابط و قانونمنديهايى، زن در خانواده شخصيت &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فراخور و مستقلى پيدا مى‏كند. او در مورد كليه مسايل شخصى خويش امكان تصميم‏گيرى مى‏يابد و به ندرت با محدوديتى از سوى شوهر روبه‏رو مى‏شود. البته با توجه به اصل رعايت حدودى كه سنتها و ضوابط اخلاقى جامعه براى اعمال مستقل و سطح انتظارات و توقعات زنها تعيين نموده است و بديهى است كه سطح اين حدود قابل مقايسه با آنچه كه در جوامع شهرى ديده نمى‏شود، نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از آنجايى كه اصل روابط مذكور ريشه در نقش مشخص زن و مرد، و ديگر اعضا خانواده در عرصه كار و توليد دارد، و در چارچوب مسؤوليت و تعهد مساوى زن و مرد، در پايدار داشتن كانون مشترك خانواده و انجام امور معيشت جريان يافته و به وسيله ارزشهاى فرهنگى و اخلاقى جامعه نظام و قوام يافته ويژه‏اى پاسدارى مى‏شود، به ندرت نشانه تضاد و تعارض و سوءاستفاده‏اى در آن ظاهر مى‏شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از اين روى نه تنها اتفاق طلاق يا ترك قهرى خانواده، در جامعه مزبور بسيار اندك است بلكه مراجع قضايى و داورى منطقه نيز به نسبت بسيار كمى، دادخواستى مبنى بر اختلاف زن و شوهر دريافت مى‏نمايند و در نتيجه جامعه مزبور از بسيارى بليه‏ها و عارضه‏هاى جوامع شهرى، مانند وجود كودكان سرراهى، پرورشگاهى و سالمندان بى‏سرپرست و موج گدايان و غيره در امان مى‏باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;«برگرفته از: نظرى به جامعه عشايرى تالش نوشته على عبُدلى كلورى ص148 ـ 137.»&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;منبع: کتاب نظرى به جامعه عشايرى تالش نوشته على عبُدلى كلورى پژوهشگر والای تاتها و تالشها &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;((خوانندگان محترم لطفا در استفاده از مطالب حقوق رفرنس دهی را رعایت فرمائید))&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 May 2009 04:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangetalesh&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>farhangetalesh</dc:creator>
<guid>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روش شناسی  آل احمد در مردم شناسی</title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>&lt;H2 class=&quot;content title&quot; id=content-title&gt; &lt;/H2&gt;
&lt;H2 class=&quot;content title&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0066 size=4&gt;روش‌شناسی آل احمد در مردم‌نگاری&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 class=&quot;content title&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT size=1&gt;جبار رحمانی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=&quot;node odd clear-block&quot; id=node-1038&gt;
&lt;DIV class=content&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;چکیده&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;در این مقاله سعی شده روش‌شناسی آل احمد در تک‌نگاریهایش با تاکید بر کتاب «تات‌نشینهای بلوک زهرا» و با توجه به چارچوب روش‌شناسی انسان‌شناختی علمی و روابط سه‌گانه گادامری من ـ تو بررسی شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;                          &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;   بقیه در ادامه مطلب............&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 07 May 2009 10:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangetalesh&amp;postid=127</comments>
<dc:creator>farhangetalesh</dc:creator>
<guid>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برخی غذاهای محلی گیلان </title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990066 size=3&gt;برخی غذاهای محلی گیلان&lt;/FONT&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;فهرست انواع خورشت‌ها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مرغ فسنجان یا مرغ لاکو &lt;BR&gt;مواد لازم: مرغابی یا اردک یا مرغ محلی ـ مغز گردو ساییده شده ـ ترشی ( رب انار ـ رب گوجه فرنگی) ـ ادویه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ابتدا گردو را در نـِمیار و با استفاده از سنگ مشته می سابند تا کاملاً ً له شده و روغنش در بیاید، (امروزه از آسیابهای برقی استفاده می کنند) سپس گردو را با رب انار ، زرد چوبه و مقدار کمی آب ،بر روی حرارت ملایم قرار داده و هر از گاهی نیز مقداری آب سرد روی گردو می ریزید، تا روغن گردو در بیاید. معمولاً اگر از مرغابی یا مرغهای محلی استفاده کنند، آن را به همراه گردو می گذارند تا بپزد و اگر از مرغهای شهری استفاده شود، بعد از آب پز شدن و در انتها، مرغ را در ظرف گردو می ریزند. در پایان وقتی غذا به روغن فتاد، یک قاشق مرباخوری رب گوجه فرنگی در قابلمه می ریزند که این کار باعث رنگ خوش خورشت می‌شود. در بعضی از مواقع نیز چند عدد بادمجان را که به صورت ورقه ای نازک بریده شده، سرخ نموده و جهت تزیین استفاده می کنند. در سابق ،در خورشت فسنجان هم‌زمان با ریختن گردو، به عنوان ترشی مقدار قیسی و خرما نیز اضفه می کردند تا طعم غذا ،اندکی ترش و شیرین شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;میرزا قاسمی &lt;BR&gt;مواد لازم: بادمجان، گوجه فرنگی، سیر، تخم مرغ، ادویه و رب گوجه فرنگی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ابتدا بادمجانها را روی ذغال (در حال حاضر چراغ گاز) کباب می کنند، سپس پوست سوخته’ آن را جدا کرده، با گوشت کوب و یا ساطور تخته(در سابق استفاده می شد) می‌کوبند.آنگاه بادمجانها را با مقداری زرد چوبه در روغن تفت داده و سیر را نیز که قبلاً خرد و سرخ کرده اند، به بادمجانها اضفه می کنند. در فصول تابستان و بهار مقداری گوجه فرنگی راریز خرد کرده، به مخلوط سیر و بادمجان اضفه می کنند و در فصل زمستان از رب گوجه فرنگی استفاده می کنند. وقتی گوجه (رب) نیز تفت داده شد، تخم مرغ را اضفه می کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;باقلا قاتق (خورشت باقلی) &lt;BR&gt;مواد لازم: لوبیای خورشتی (پاچ باقلا)، شوید (خشک یا تر)، سیر خام ( برگ سیر)، تخم مرغ، ادویه، روغن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ابتدا باقلی‌ها را پوست کنده (از غلات سبز و پوسته دوم جدا می‌کنند)و همراه با سیر خلال شده یا برگ سیر خرد شده، با مقداری روغن در قابلمه( یا گمج که ظرفی گلی است و در گذشته کاربرد بیشتری داشته) کمی سرخ می کنند ، سپس مقدار کمی زردچوبه وشوید به باقلی اضفه نموده و تفت می‌دهند. در انتها، یک یا دو لیوان آب به مواد اضفه نموده و بر روی حرارت ملایم می گذارند، تا وقتی که روغن غذا در سطح قابلمه بالا بیاید، آنگاه تخم مرغ را اضفه می‌کنند. نکات تغذیه ای :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;این غذا ، یکی از غذاهای محلی ، مخصوص نواحی شمال ایران است . بهتر است غیر از غذاهای روزمره و عادی در برنامه های غذایی امان ، با طرز پخت غذاهای محلی نواحی دیگر نیز آشنا شویم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;این غذا ، یک غذای خوشمزه و لذیذ است . بهتر است شما هم آن را امتحان کنید .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;در تهیه این غذا از گوشت استفاده نشده است ، ولی نگران نباشید زیرا تخم مرغ یک جانشین مناسب برای گوشت است . انرژی حاصل از یک عدد تخم مرغ 75 کالری است که معادل انرژی یک واحد ( 30گرم) گوشت با چربی متوسط است .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;لوبیای مخصوص باقلاقاتق نیز منبع پروتئین گیاهی خوبی است که همراه با تخم مرغ ، باعث افزایش کیفیت پروتئین غذا در حد پروتئین گوشت می شود . این غذا را هم می توان با پلو و هم با نان میل کرد . انرژی این غذا در کل ، 2728 کالری است که اگر توسط 5 نفر میل شود سهم هر فرد از انرژی 5/545 کالری خواهد بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ترش تره: &lt;BR&gt;مواد اولیه: سبزی (جعفری، گشنیز، اسفناج، تره، چغندر)، برنج، سیرخام، ترشی (آب نارنج یا آب انار)، آلوچه سبز، تخم مرغ، ادویه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ابتدا سبزیها را با ساطور، ریز خرد می کنند. سپس به اندازه یک لیوان آب و نصف لیوان برنج (برای یک کیلو سبزی خرد شده) که قبلاً خیسانده‌اند، در قابلمه می‌ریزند تا سبزی و برنج کاملاً پخته شود . سپس سیر را خرد کرده ،با زردچوبه و روغن سرخ می‌کنند و به مواد داخل قابلمه اضفه می‌کنند.سر آخر، در ترشی مورد علاقه، مقداری آرد برنج (گندم) حل کرده و به تدریج به خورشت اضفه می‌کنند. این کار باعث لعابدار شدن خورشت می‌شود. در پایان نیز تخم‌مرغها را اضفه نموده، میل می‌کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;کویی خورش (خورشت کدو حلوایی) &lt;BR&gt;مواد اولیه: کدو حلوایی، گردو، عدس ،خرما.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ابتدا کدو را پوست گرفته، به قطعات ریز خرد نموده و با مقداری آب می‌پزند. عدس را نیزقبلاً آب پز کرده و به همراه کدوی پخته، با هاون یا گوشت کوب می‌کوبند تا کاملاً له شود. سپس گردوی سابیده شده را به همراه زردچوبه و روغن به مواد اضفه نموده و تفت می‌دهند و سر آخر نیز خرما را از هسته جدا کرده، به مواد ذکر شده اضفه می‌کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;سیرقلیه &lt;BR&gt;- نوع اول:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مواد اولیه: برگ سیر، سیر، شوید خشک، لپه، مرغ، تخم‌مرغ ، ترشی (آبغوره یا آب انار)، ادویه، روغن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ابتدا برگ سیر را به همراه سیر رنده شده وشوید خشک ، در روغن تفت می‌دهند. لپه آب پز شده را به مرغ آب پز شده ، آب مرغ و ترشی مورد نظر اضفه کرده، به مدت نیم ساعت روی حرارت ملایم می‌جوشانند. بعد از جا فتادن خورشت، به تعداد مورد نظرتخم‌مرغ اضفه می‌کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;- نوع دوم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مواد اولیه: برگ سیر، تخم‌مرغ، ترشی (آب لیمو)، مرغ یا مرغابی، ادویه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ابتدا برگ سیر را خرد کرده، به همراه زردچوبه سرخ می‌کنند. سپس آب مرغ، ترشی و مرغ را به آن اضفه نموده و بعد از اینکه آب مرغ تبخیر شد، به تعداد مورد نیاز تخم مرغ اضفه می‌نمایند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;آلو مسما: &lt;BR&gt;مواد اولیه: گوشت مرغ یا مرغابی، پیاز سرخ شده، آلوی بخارایی، رب گوجه ترش (آب انار یا آب نارنج)، بادمجان، گوجه فرنگی، ادویه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مرغ آب پز شده را به همراه پیاز سرخ شده ، رب و آلوی خیس داده شده ،در روغن و ادویه تفت می‌دهند. سپس 2 لیوان آب مرغ، به مواد اضفه نموده و روی حرارت ملایم می گذارند تا به تدریج آب مرغ تبخیر شود . در پایان نیز غذا را با بادمجان و گوجه فرنگی سرخ شده، تزیین نموده و میل می‌کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;نازخاتون( غذای مخصوص شمال کشور)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;در صورت نبودن آب انار، می توان از 1 تا 2 قاشق غذاخوری رب انار به اضافه ی مقداری شکر استفاده کرد.) &lt;BR&gt;طرز تهیه:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;بادنجان ها را می توان کبابی کرد و یا در صورت دلخواه آنها را در فر به مدت نیم ساعت قرار داد تا نرم شوند. سپس پوست می کنیم و خوب ساطوری می کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;در این زمان مقداری آبجوش روی گوجه فرنگی ها می ریزیم تا پوست آنها به راحتی کنده شود. سپس گوجه ها را خرد کرده و کنار می گذاریم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;آنگاه بادنجان ساطوری شده را همراه با آب انار و آب غوره می گذاریم تا آهسته بجوشد و غلیظ شود. پس از آن گل پر، نعنا و پیاز رنده شده را ریخته و از روی شعله بر می داریم و با گوجه فرنگی خرد شده مخلوط کرده و در ظرف می کشیم. سپس با مقداری گردوی خرد شده تزیین می کنیم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;نکات تغذیه ای :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;بادنجان دارای انرژی کمی است زیرا بیشتر حجم آن را آب تشکیل می دهد. 92 درصد وزن بادنجان خام را آب تشکیل می دهد. نصف لیوان بادنجان پخته فقط 14 کالری انرژی و کمتر از 5/0 گرم پروتئین و حدود 3 گرم کربوهیدرات دارد. محتوای مواد مغذی آن کم است و کمتر از 5 درصد نیاز روزانه به مواد مغذی را برآورده می سازد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مقداری فیبر، کلسیم، پتاسیم، اسید فولیک و سایر ویتامین ها و املاح را داراست، ولی قابل ملاحظه نیستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;به دلیل کالری پایین آن ، برای افرادی می خواهند انرژی دریافتی و وزن خود را کاهش دهند، مناسب است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;استفاده از آبغوره و آب انار در این غذا، آن را خوش طعم و لذیذ کرده و نیز باعث افزایش اشتها می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مواد لازم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;8 عدد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;بادنجان قلمی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;5 عدد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;گوجه فرنگی درشت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;یک دوم لیوان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;آب غوره&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;یک قاشق غذا خوری&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;نعنای خشک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;3 قاشق سوپ خوری&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;پیاز رنده شده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;یک قاشق غذاخوری&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;گل پر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;2 لیوان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;آب انار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;سایر غذاهای محلی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دیگر غذاهای محلّی گیلان عبارت‌اند از:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اناربیج: گوشت + گردو + پیاز + سبزی + آرد + آب انار + فلفل &lt;BR&gt;شش‌انداز: بادمجان یا خیار یا کدو حلوایی + گردو + پیاز + رب انار &lt;BR&gt;سیرابیج: برگ سبز سیر + تخم‌مرغ + زردچوبه &lt;BR&gt;شیرین تره: اسفناج + تخم‌مرغ + سیر &lt;BR&gt;خالو آبه: آرد برنج + گوجه سبز + انواع سبزی + شکر + تخم‌مرغ &lt;BR&gt;چخرتمه: مرغ + پیاز + تخم‌مرغ + آب لیمو یا آب نارنج &lt;BR&gt;نازخاتون: گوشت + سبزی( نعناء و جعفری )+ بادمجان + آبغوره &lt;BR&gt;موتن‌جن: مرغ یا مرغابی + کشمش یا قیسی + گردو + رب انار + شکر &lt;BR&gt;لونگی: ماهی (معمولاً سفید) + مغز گردو + سبزی جعفری + سیرتر یا خشک + پیاز + خاویار ماهی &lt;BR&gt;کولی غورابیج : کولی + سبزی معطر + ترشی( آب غوره یا آب نارنج یا انار ترش) + شکر + مغزگردو &lt;BR&gt;ماهی فیبیج: ماهی + کشمش + نعناع + آب انار + رب انار + گلپر + فلفل &lt;BR&gt;واویشکا: دل + جگر + قلوه + پیاز + گوجه‌فرنگی &lt;BR&gt;ترش شامی: گوشت + پیاز + جعفری + تخم‌مرغ + سیب زمینی + آبغوره &lt;BR&gt;شامی: گوشت + پیاز + تخم‌مرغ + زرد چوبه + فلفل. (مخصوص ایام ماه رمضان) &lt;BR&gt;انواع کوکو: کوکوی اشبل، کوکوی گردو، شاه کوکو و کوکوی اوزون برون و ... &lt;BR&gt;انواع آش: آش شلغم، آش شیر، آش خرشو (از شیر گاو تازه فارغ شده تهیه می‌شود)، آش ترش، آش قلمکار &lt;BR&gt;آش فاطمه الزهرا، خولی آش یا خالی آش (برنج + لوبیا چیتی) و ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;انواع چاشنی: کال کباب، بورانی بادمجان، بورانی اسفناج، چغندر بورانی، زیتون پرورده، اشپل &lt;BR&gt;(خاویار ماهی)، ماهی شور، ماهی دودی و ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;شیرینی جات محلی گیلان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;- فرنی، رشته و خشکار، گل پالوده و ... (عمولاً در ماه رمضان استفاده می‌شود)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;- ترک حلوا، خاتون پنجره، خرش حلوا و سمنو و ... (مخصوص عید نوروز)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;-حلوای رقایب (خیرات در روز عید مرده‌ها)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;انواع کلوچه:کلوچه فومن ـکلوچه لاهیجان و کاکا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;انواع نان محلی: نان لاکو که از آرد برنج تهیه می شود، نان کشتا (آرد برنج + کدو حلوایی + دانه’ گیاه خفرفه)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;انواع ترشی: فلفل ترشی، سیرترشی، بادمجان ترشی، هفتابیجار، یارالماسی ترشی، پیاز ترشی و ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;انواع رب: رب سیب ترش، رب نارنج، رب انار و ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;انواع مربا: مربای بادرنگ، شقاقل، گل قند (گل محمدی)، بهار نارنج، کدو، زغال اخته، ولش (تمشک) و ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;همچنین درار (به فارسی میگویند نمک سبز) ، یکی از چاشنیهایی است که همراه برخی از میوه‌ها و ماست استفاده می‌شود و از سبزیهای معطر گوناگون + نمک تهیه می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;منبع: سایتها و کتابهای مختلفی که در مورد غذاهای گیلانی نوشته اند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 07 May 2009 06:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangetalesh&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>farhangetalesh</dc:creator>
<guid>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موجودات غیر زمینی</title>
<link>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;   &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;یو فو ها(موجودات فرا زمینی)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; افراد گوناگونی در سرتا سر جهان ادعا كرده اند كه يوفوها را ديده اند وعكسهائي از آنها گر فته اند ولي تابه حالا اكثرا آن عكسها جعلي بوده است وواقعي نبوده است وهمچنين كار اين افراد باعث شده است كه علم ستاره شناسي ويوفوشناسي تا مقدار بسيلر زياد ناشناخته مستتر باقي بماند مثلا شخصي بنام ويليام هارتمن علاقه باطني شديدي را به اينگونه مسائل يوفوها نداشت وتنها از روي اجبار وشغل بر روي تاژهاي كانده كار مي كرد . از اين روزي به خارج شهر رفت وعكسي جعلي انداخت وبه نزد آقاي كاندن رفت . هارتمن ادعا كرد كه اين عكسي از يك يوفو است سرانجام پس از مدتها ي بسيار آقاي كاندن جست كه عكس جعلي بوده است پس ما نتيجه مي گيريم اين هم يكي از كارهائي است كه باعث مستتر بودن اين علم مي باشد .  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فهرست منابع مورد استفاده در تحقيق ( كتب ، نشريه ها ، مقالات ، روزنامه ها ) كتب جاسوساني از آنسوي كهكشانها ، اسرار بسقاب پرنده ها مترجم هر دو آقاي شاهرخ فرزاد بوده است &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;ابر مرموز&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در شامگاه 25 خرداد 1386 مردم ايران شاهد رويدادي عجيب و منحصر به فرد بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در تهران و بر فراز قله ديزين، در حاليکه تنها چند ثانيه از ظهور ماهواره ايريديومي درخشان در افق شمالي گذشته بود توده‌اي درخشان و کوچک در افق غربي و در کنار ستارگان راس صورت فلکي جوزا (ستاره‌هاي کاستور و پلوکس)، در آسمان ظاهر شد که با رنگ سفيد مايل به آبي مي‌درخشيد. اين توده در هنگام ظهور تقريبا در سمت ۳۰۸ درجه و ارتفاعي کمتر از ۱۰ درجه قرار داشت. اندکي بعد از ساعت ۲۰:۵۵ دقيقه که اين توده ظاهر شده بود کم کم بر درخشش افزوده شد تا اينکه حدود ۲ دقيقه بعد به درخششي معادل قدر مجموع ۶- رسيد و با سري از قدر ۲- تا ۳- رسيد. کم کم اين توده که ياد آور شکل‌گيري دنباله‌دارها در سرعتي بسيار سريع بود از ناحيه قاعده مخروط خود که رو به آسمان بود گسترش پيدا کرد و سرانجام حدود ۱۲ دقيقه بعد در افق جنوب-جنوب شرقي و در آلودگي نوري تهران از نظرها محو شد.&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بقیه در ادامه مطلب.................&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 May 2009 08:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangetalesh&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>farhangetalesh</dc:creator>
<guid>http://farhangetalesh.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
